هست و شاه على و شاه محمود ، بىبى زينب خاتون و بىبى اركان ملك دختران شاه ابو اسحق فراهى را به حبالهء نكاح درآوردند و در سيستان و خشكرود ، ميراث شاه نصرت نيز ضميمهء ديگر متصرفات ملوك عظام شد .
انشاء إله تعالى بعد از تسويد حالات ملك سلطان محمود به حال شاه على و شاه محمود و شاه ابو اسحق اشاره خواهد رفت و اسامى اولاد ايشان مسطور خواهد شد و الله الموفق و المعين .
ذكر حكومت ملك سلطان محمود بن ملك يحيى بن ملك على بتقدير ازلى به سيستان
سلطنتپناه ، عاليجاه ، المخصوص بعنايات الملك الودود ، ملك سلطان محمود به صفت شجاعت و سخاوت و حيا و آزرم و سياست و عدالت آراسته بود و به تدبير و رأى و حلم پيراسته و به دوربينى و عواقب امور پسند خاطر جمهور و به مهابت و شوكت به السنهء مشكلپسندان مذكور به تاريخ « 1 » به سعى برادر مهتر و اقارب مهربان و امراى عاليشأن سيستان به مسند حكومت متمكن گشت و مردم سيستان از گرمسير مير عبد الحى 76 تا بم كرمان و از اوق تا قلعه كاه و كنار آب سند روى عبوديت به درگاه فلك اشتباه آورده و در اردوى زنگاب چنان اجتماع دست داد كه زبان قلم از بيان آن كثرت عاجز است و هميشه مجلس عيش و حضور و جشن ملوكانه آراستى و ملوك و امرا و اكابر سيستان هركس بجاى خود نشستى و پيوسته شاه محمود كه بهحسب حسن صورت و نيكوئى سيرت و علو شأن سرآمد ابناى جنس بل يگانهء جهان بود در پيش ملك الملوك ايستادى و بيك جانب ميرزا ابو الفتح خواهرزادهء ملك الملوك نيز ايستادى و در سالى يكمرتبه با آمدن ايلچيان به اين وضع شاه محمود و ميرزا ابو الفتح در برابر ايستادى و به آراستگى جشن اشتغال نمودى و باقى اوقات شاه محمد و شاه نصر الدين و شاه محمد شاه محمود ملوك سرابان كه به محل خود شمهاى از حالونسب ايشان مذكور خواهد شد
هامش
( 1 ) - در متن ذكرى از تاريخ نشده است و جاى آن سفيد است .