به خدمت ملك الملوك ايستادى و دولت سلسلهء رفيعه خود به راه بردى و از سادات عاليدرجات شاه قاسم كوثرى و سيد محمد و امير سيد خليل عاملى كه والد او به رفاقت ملك يحيى از عراق به سيستان آمده بود بر صدر مجلس جاى داشتند و از قضات [ 61 ] و فقها مثل قاضى احمد لاغر و قاضى احمد تنبل كه از نتايج قاضى سابق حرب بود ، در مجلس عالى جا داشتند و از امرا مثل امير جمال و امير محمود [ و ] امير اقبال و امير غياث مير مبارز و مير سراج و امير محمد مير عمر و امير يوسف مير شيخ و ديگر امرا كه تحرير اسامى ايشان طولى دارد مجلسنشين بودند . سپهسالار اعظم مير سرخاب و اكابر سرحد و مشايخ آنجا و نقيبان زره و رامرود و رؤساى كرام حوضدار و كندر نيز در محفل نامى جا داشتند و سواى شيلان مقررى بعضى از ملوك و ميران و پاداران و سادات و مشايخ و قضات و نقباء و سپهسالاران اعظم نان را تبه داشتند ، مقرر چنين بود كه اعلى سه نان و اوسط دو نان و تا يك نان هركس وظيفه داشت اگر تا پنج سال به جائى رود محل آمدن آرد و روغن پنج ساله را برآورد كرده ميدادند و اين قاعده هميشه مستمر بود و كفن اموات از اعلى و ادنى از سركار خاصه مقرر بود و خرج عروسى و ماتم اهل سيستان از سركار خاصه داده ميشد . پيرايهء طلا و نقره كه بيوهزنان را در كار بود محلى كه دختر به شوهر ميدادند به خدمت شريف ملك آمده فراخور حال هركس جواهر و طلا مقرر ميفرمود و انعام ملك عام بود و چون آفتاب بر اقاصى و ادانى ميتافت و هيچ كس از هيچگروه نماند كه به سيورغال و اقطاع و الطاف بيدريغ ممتاز نگردد .
در ايام دولتش پيوسته تفاوت جمع و مال نو درآمد به تكليف شاه محمود مقرر بود و آن مبلغ هزار تومان ميشد و اكثر خالصجات و زراعات به تكليف شاه على مىدادند و معاملهء مراعى سيستان را همهساله به شاه ابو اسحق ميدادند ، هرساله پانصد تومان از آن به وجه معاش شاه ابو اسحق مقرر بود و گرمسيرات تا حدود قلعهء بست را به شاه ابو الفتح خواهرزادهء خويش مرحمت فرمود و داروغگى سرابان به شاه جلال متعلق بود و وكالت ملك به ميران متعلق بود ، هركس
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص١٣٨