بتاريخ شهر محرم اثنى عشر و ثمانمايه مظفر و منصور به سيستان مراجعت نمودند .
و همچنين شاه اسكندر ينالتكن با شاه اسكندر شاه على مصالحه نموده به صلاح بندگان ملك الملوك ، نصفى از مملكت فراه به شاه اسكندر ينالتكن تعلق پذيرفت و نصفى به شاه اسكندر شاه على . و ملوك فراه از نسل خوارزمشاهاند . پس از استيصال خوارزمشاهيه و ظهور مقل اول كسى كه از آن مملكت به فراه و سيستان آمد ارسى شاه بود و او را ملك تاج الدين افضل در [ 51 ] حينى كه به خدمت قاآن ميرفت بجاى خود در سيستان بگذاشت و چون مراجعت نمود الكهء فراه را به او مسلم داشت و تاج الدين پسرش با ملك ناصر الدين منازع بود و در منازعهء ملك شمس الدين راه آشنائى و دوستى را مسدود ساخته بود . چون ينالتكن بن تاج الدين از عراق آمد و خيال استخلاص فراه داشت ، ملك شمس الدين على 62 بن شاه معظم ملك ناصر الدين چنان كه به محل خود بيانشده ، با او نيكوئى كرد و امداد نمود و بندگى ملك نيز لشكر فرستاده فراه را بگرفت و تخم داده نسق كرد و آبادانساخته به او سپرد . بواسطهء اين نيكوئيها مجددا راه خصومت مسدود شد تا در زمان ملك قطب الدين بن شاه على ملك اسكندر ، ينالتكن 63 اين خدمات و همراهيها كرده ، مرتبهء دامادى يافت و ملك همشيرهء خود به او داد و نسب آن به اين طريق به اتسز و برهان الدين ميرسد كه ملك اسكندر بن ينالتكن بن ملك تاج الدين بن ارسى شاه بن ينالتكن بن ملك محمود شاه بن جلال الدين تكش بن خوارزمشاه بن ايل ارسلان بن « 1 » شاه اتسز بن برهان الدين قسيم خلفاى عباسيه . و از آن تاريخ تا حال فيما بين ملوك ذوى الاحترام سيستان و ملوك كرام فراه قومى و نسبت بهمرسيده . اگرنه اين دو سلسله را با يكديگر از قديم نسبتى كه از يك پدر باشند نيست .
ملوك سيستان را نسب بنوشيروان و خسرو پرويز و ملوك عجم
هامش
( 1 ) - در اصل : ايلارسلان .