ديوارهاى ده خرابى را كه دشمن آنجا مستقر شده بود هدف ساخت و آنها را غافلگير و فرارى كرد و ليندزى هم از دنبال آنها راه شيراز پيش گرفت و در اين شهر دو مدعى را اسير و روانهء تهران نمود و بنابراين آتش فتنه از منشأ خاموش گرديد .
مقصود بيگ « 1 »
از كنار چند ده كه سمت راست در اراضى گودى واقع است عبور مىكنيم و سرانجام به ده كناره كه در پائين شيب و نزديك جاده است مىرسيم . در اين نقطه آبادى و چاپارخانهاى هست ، اما چاپارخانه به نام ده محصورى در آن حوالى يعنى مقصود بيگ است كه بنابر قول شاردن از نام سرداروغهء ايران اقتباس و موجب شهرت آن محل شده است . منزل بعدى يزدخواست بود كه در بيست و پنج ميلى واقع است فقط يك آبادى سر راه ديدم ، همان است كه سابقا از جاهاى مستحكم بود كه داود خان برادر امام قلى خان والى معروف فارس در زمان شاه عباس براى جلوگيرى از حملهء غارتگران بختيارى ساخته بود . اين نقطه تا دو قرن محل بغض و كينهء سركردههاى آن ايلات مهيب بود تا در سال 1815 به قصد حفظ و حمايت مسافران در آنجا محوطهاى محصور شامل يك قلعهء گلى و كاروانسرا و مسجد و حمام ساختهاند .
سابقا به هيأتهاى انگليسى عازم دربار ايران و به سياحان همواره توصيه مىكردند كه در حوالى جنوبى دهبيد خيلى مراقب باشند به همين جهت در نوشتههاى آن دوره نام بختيارى مترادف با راهزن است ، اينك بومىها وضع و حال بهترى دارند .
امينآباد ، ديگر پناهگاه عمدهاى نيست با وجود اين بواسطهء بدنامى كه از جهت ناامنى پيدا كرده است آثار حيات در آن حدود بسيار اندك مىنمود و سكنه از آن ناحيه دورى گزيده بودند .
در جادهء از اصفهان به خليجفارس نيز چندان اثر و علامت رفتوآمدى نديدهام گاهى كاروان قاطر و شتر ديده مىشود ، اما رفتوآمد كلى بهنظر نمىرسد .
و از گروه مهاجران نظير آنچه در جادهء بين مشهد و تهران هست اثرى نيست و هرگاه
هامش
( 1 ) - در اصل كتاب مقصود بگى .