ميزان عبورومرور در اين مسير بين اصفهان و شيراز به همين مقدار ثابت و محدود بماند گمان نمىرود حتى براى يك رشته خط آهن هم سرنشين كافى روزانه فراهم باشد . در جلگههاى اين نواحى گياهى وحشى مىرويد كه از آن صمغ اشق ( اشترك ) گرفته مىشود و آن كموبيش در كوهستانات بين كرمان و كرمانشاه بدست مىآيد .
فارس
در سمت ديگر امينآباد از مرز ادارى بين عراق عجم و فارس خارج و به ايالتى وارد مىشويم كه از جهات نام و تاريخ و مردم ، اصل ايران و ركن مركزى آن است . فارس يا فارسستان نامى است كه يونانىها پرسيس مىگفتهاند و اصلا عنوان آن قسمت از امپراتورى ايران بوده كه اروپائيان از روزگاران قديم نامش را به سراسر ايران اطلاق كردهاند .
در اين ايالت پايتختهاى پادشاهان هخامنشى مانند پاسارگاد ، تخت جمشيد و استخر واقع بوده و شهرياران ساسانى هم باآنكه پايتخت خود را به حدود غربى ايران انتقال داده بودند باز غالبا در اينجا مىزيسته و در حوالى آن كاخ و مقبرهها و آثار و كتيبههائى از روزگار فرمانروايان پرسطوت خويش باقى گذاشتهاند .
در همين ايالت كه مهد قوم ايرانى است سربازان نامور كه جويندهء بخت و سرورى بودند بنابر معمول از اصل و تبار گمنام برخاسته و توانستهاند در وضع آشفته و سرانجام پاك وارفتهء امپراتورى تباه خلفا با قدرت شمشير ، حكومت مستقلى كه قابلانكار نيست منتزع نمايند . اولين دلاور اين دسته يعقوب بن ليث سيستانى مؤسس خاندان صفارى در اواخر قرن نهم ميلادى بود كه ابتدا هرات و كرمان و فارس را تسخير نمود .
در زمان حكومت برادر و جانشين او خلفا قدرت از دست داده را بازستاندند ، اما به زودى باز زمام حكومت به ديالمه و خاندان آل بويه رسيد كه بانى آن ماهىگيرى بود كه از جانب خليفه با قدرت تمام حكومت شيراز را در دست داشت ، سپس سلجوقيان كه از تبار ترك بودند در شيراز به فرمانروائى پرداختند ، سردارى از ايشان