بعد از ترك كردن حوالى ناخوشآيند و پرگردوخاك جلفا و عبور از كنار گورستان ارامنه با قبرهاى شكستهء آن كوه صفه در طرف راست واقع گرديده در اينجا به نقطهاى مىرسيم كه جادهء سراشيب در پيش است بنابراين از روى زين سرى به عقب برمىگردانيم تا نگاهى آخرين به شهر اصفهان بيندازيم . سپس در جلگهء پهناورى از مقابل گنبدها و منارها و برجهاى كبوتران و پلها و خيابانهاى دراز و حومههاى پراكندهء پايتختى كه از اوج عظمت ديرين فروافتاده است پيش مىرويم ، در اين نقطهء دور آثار ويرانى و انحطاط از نظر ما مستور و باز فقط سايهء شكوه و جلال قديم نمايان مىشود .
من هيچ شهرى در دنيا سراغ ندارم كه بيشتر از اينجا در من تأثير نموده باشد و تا اين اندازه غبار حزن و فلاكت چهرهء آن را فراگرفته باشد . از اينجا جاده به طرف پستخانهء مرغ كه در جلگهء تنگى واقع است سرازير مىشود . يك كاروانسراى خراب تنها ساختمان اين محل است . پس از عبور از آنجا جاده اوج مىگيرد ، اينجا كتل ارچين نام دارد چون در اين قسمت پلههائى بر صخرهها كنده بودند كه تا اسبها و حيوانات باركش راحت عبور كنند و در نظر اديبانهء سر . ار .
كرپورتر نردبان كوهستانى جلوه نموده بود .
اين حيوانات را وقتىكه از پائين نگاه كنيم به وضعى نامعلوم چنين مىنمايد كه از بالاى كوه در هوا آويزان شدهاند . اين گردنه چندان جالب توجه نيست و در مقابل كتلهاى مشهور بين شيراز و بوشهر كه شرحش خواهد آمد بسيار ناچيز است . پس از عبور از رشتههاى كوه با خشنودى چهارنعل به سمت جلگهء هموار مهيار سرازير شدم . در راه با شش نفر روسى برخورد كردم كه عبورشان از جلفا جلب توجه بسيار كرده بود چون موضوع مسافرت آنها مكتوم بود و كسى نمىدانست آيا كار تجارتى داشتند يا مأموران رسمى بودند . من با آنها به صحبت پرداختم ، سردستهء ايشان اظهار داشت كه سفر خصوصى مىكنند و به عزم گردش تا بوشهر مىروند . اين حرف با ظاهر بىپيرايهء آنها تطبيق نمىكرد و بعدا مكشوف شد كه
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 77
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٧٧