ايشان مأمورانى سياسى سيار عازم حبشه بودند و از راه بمبئى به مقصد مىرفتند .
وضع و حال افرادى كه دولت روس به كارهاى نيمهسياسى كه عارى از هدف استعمارى نيست مىگمارد از معماهاى مشرق زمين است .
مهيار
روزگارى محلى آباد و خوشآيند بود . در عهد تاورنيه هزار خانه داشت فعلا برج و باروهاى آن ويران است و تنها يادگار دورهء باشكوه سابق كاروانسرائى است كه مادر شاه عباس ساخته بود و در پادشاهى شاه سليمان تعمير شده است . اين ساختمان آجرى بر پايهء سنگى بنا شده بود و حالا در حال خرابى است ، اما تا اوايل اين قرن هم نويسندگان نوشته بودند كه در نوع خود از ظريفترين بناهاست . گمان نمىكنم كه مهيار يا آن حدود چيز قابلتوجه ديگرى داشته باشد هرچند كه تپههاى اطراف آن عميقترين احساسات را در سينهء حساس كرپورتر برانگيخته بود .
قمشه
تا قمشه جاده از دشت خشكوخالى مىگذرد گاهى برج كبوتر يا قبرستان كهنهاى در راه بهنظر مىرسد كه جماعتى به شتاب با ناله و زارى كه خاص رسم تشييع جنازه در مشرق زمين است ، نعشى را به آنجا مىبردند و شهرى مخروب با برج و باروهاى شكسته و گنبد كاشى آبى كه بوسيلهء چند چنار محصور شده و گردوخاك همهجا را فراگرفته بود نمايان بود . اينها خاطرههائى است كه از قمشه در يادم مانده است .
اين محل در سفرنامهء دلاواله كنسو و در كتاب شاردن كوميچا ذكر شده است . محيط آن در زمان شاردن سه ميل بوده هرچند كه از آن آبادى و رونق دورهء پادشاهان نخستين خاندان صفوى فروافتاده و يك قرن و نيم است كه به اين حال خراب افتاده است .
وقتىكه در سال 1722 افغانها به اصفهان حمله مىكردند به اين محل آنقدر صدمه وارد آمد كه هيچوقت بازگشت به وضع سابق ميسر نگرديد . گنبد