بهنظر من خود شاه نيز از وابستگى سفارت تهران با حكومت هندوستان آزردگى خاطر حاصل خواهد كرد و اطمينان دارم امورى را كه در اين كتاب براى تجديد آبادانى و ترقى ايران با كمك سرمايه و كاردانى انگليس برشمردهام از انگلستان قابل انجام و حمايت است ، نه هندوستان ، پس ترديدى نيست كه بايد سفارت تهران با وزارت خارجهء انگليس باشد و صورت اروپائى خود را حفظ كند ، هرچند كه افرادى سختگير از پيشنهاد و تدبير خود صرفنظر نخواهند كرد و شايد هم صلاح در آن باشد كه مطابق نظر كميتهء پارلمانى عدهء مختلفى در آنجا گمارده شوند . تأييد اين رويه انتخاب شايستهاى است كه اخيرا معمول و برطبق آن ژنرال گوردن وابستهء نظامى سفارت در تهران منصوب شده است .
موانع اصلاحات
در خاتمه از داستان رقابت سياسى روس و انگليس در ايران به موضوع خود ايران مىپردازم و مسئلهء عمده يعنى آيندهء آن را تا آنجا كه از آثار زمانه و عبرتهاى گذشته و سيرت و استعداد اهالى آن قابل استنباط است مطرح مىسازم . از آنچه تاكنون نوشتهام خوانندگان نظرى شايسته دربارهء وضع واقعى آن سرزمين كسب كردهاند . هركس چنين وانمود كند كه ايران كنونى نيرومند و سالم است نه دوستدار اوست و نه دوست انگلستان است . با قضاوت ناصواب ممكن است اميدوارىهاى بيهوده ايجاد و طرح نقشههائى ايجاب شود كه جز عواقب ناگوار براى هردو طرف اثرى دربر نداشته باشد . ايران نه كشورى قوى است و نه در جادهء ترقى است و نه عناصرى وطنپرست دارد .
كشاورزى آن در وضع ناهنجارى است ، منابع ثروتش عاطل مانده است ، تجارتش لنگ و كار حكومتش تباه است و قشون آن هم به صورت مرموزى درآمده است . راههاى علاج براى تأمين اصلاحات و يا لااقل تجديد نيرو هم متعدد است و هم حائز اهميت . ترديدى نيست كه با مرور زمان تغييراتى در آن ملك راه يافته است . برانداختن بىتأمل جنگلها و هدر رفتن منابع آب ، ميزان متوسط كشتوكار را در آنجا تقليل داده است . درحالحاضر كمتر از سابق در ايران بارندگى مىشود .