تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
تابستان 1889 در محيط پردود ميدلند و شمال انگلستان نشان داده‌اند مشهود افتاده است . در نزد شاه و قسمت عمدهء اتباع وى انگليسىها افرادى خوش‌وجهه بشمار ميروند مگر هنگامى كه لحن ناصوابى در گفتار ما باشد ، همان حالتى كه در نظر مردمى باآداب و مغرور بگذشتهء خويش كه از وقار فطرى نيز برخوردارند لابد تنفر - انگيز است . دربارهء موضوعى كه خودم در پيشگفتار اين كتاب در باب پذيرائى - درخشان از شاه در انگلستان ياد كرده‌ام و اثرات آن در ميان ايرانيان بايد خاطرنشان كنم كه بواسطهء فقدان روزنامه و وسايل نقل و انتقال اخبار خارجى اكثريت مردم آن سرزمين شايد پاك از اين داستان بىاطلاع‌اند و اعضاى پائين ادارى ايران كه بزعم اين جانب خودخواه‌ترين و طاقت‌فرساترين افراد بشرند آن را علامت ضعف انگلستان و دال بر سطوت و جلال سلطان خود تلقى كرده‌اند ، اما در افراد طبقهء بالاى جامعه از وزيران و عناصر سرشناس كه فقط عقيده و نظر آنها مناط است هم از جهت ابراز احساسات دوستانه و هم نمايش اقتدار ملى ما ، تأثيرات نيكو داشته است . هراندازه حشرونشر دو ملت زيادتر باشد و آداب مودت‌آميز بيشتر مبادله شود خواه از نظر تجارتى يا اجتماعى و يا هم‌بستگى و يا كسب‌وكار امكان درك منافع مشترك سريع‌تر خواهد شد و روزى فراخواهد رسيد كه ايران ، انگلستان را طبيعىترين متحد خويش بشمار خواهد آورد و انگلستان هم ايران را دوستى علاقه‌مند .

نفوذ روسيه

در حينى كه با حيرت و خشنودى از نفوذ قابل ملاحظهء كشور خود در ايران اطلاع حاصل نمودم تأثير قدرت روسيه را باوجود تفوق سرشار طبيعى او كمتر از آنچه به اين‌جانب وانمود كرده بودند يافته و دريافته‌ام كه وزيران ايران از اخم و نهيب نمايندهء همسايهء شمالى باكى ندارند و روىهمرفته ديپلماسى روسيه بهيچ‌وجه قرين كامگارى نبوده است و اگر چنانچه بايدوشايد پادشاه مورد حمايت باشد نيك قادر خواهد بود كه به خواسته‌هاى دوست گرامى خود سركار تزار