نيرومند شود ، منابعش ترقى كند و آمادگيش افزون گردد و در عهد و اتحادهاى خويش استوار بماند تا بتواند در راه صلح و سلمى كه پيش گرفته است با امنيت و آرامش خاطر گام بردارد ، و از مهمان جليل القدر خودمان جدا درخواست داريم كه باور بفرمايند كه در راه تكاپوى دوستى و روابط سياسى و تجارتى خود طالب امتيازات انحصارى نيستيم و با قيد تأكيد اظهار ميداريم كه خواستار دوستى و مودتى نيستيم كه متضمن هيچگونه استثمار يا اميال تجاوز يا جنگ شود . آنچه مطلوب ماست ماحصل سيرت و كارى است كه نهفقط خير يك ملت ، بلكه همهء ملل جهان را دربر دارد . »
به عبارت ديگر توسعه و ترقى منابع صنعتى و مادى آن و بسط تجارت و حفظ تماميت ارضى و تجديد نيروى ملى آن - اين اقدامات با تأكيد و اصرار و بنابر اتحادى دوستانه هدف سياست انگلستان است . دورهء انعقاد عهدنامههاى تهاجمى و دفاعى گذشته است . در اوايل اين قرن انگلستان شايد با مخاطرهء كمتر و احتمال مزيت كافى مىتوانسته است درصدد چنين اقدامى برآيد ، اما فرصت مناسب با واقعهء - تركمنچاى و خشك شدن مركبى كه تفوق دائمى روسيه را در سمت شمال تسجيل نموده بود از بين رفته است .
چنين عهد و پيمانى در اين زمانه ما را در مناطق دور از پايگاه ما ، بدون آنكه وضع و منابع ملىمان متناسب باشد به جنگ و جدال خواهد انداخت ، آنهم عليه دشمنى كه از ما ديرزمانى پيش افتاده و به نحو مستحكمى مستقر شده است .
تنها موقعى كه امكان اين كار وجود داشت در حين جنگ كريمه بود ، در همان زمانى كه ايران آمادگى داشت سرنوشت خود را با ما ارتباط دهد ، مشروط بر اينكه ولايات از دسترفتهء خود را بازستاند « 1 » ، اما شانس اين قمار باارزش گرفتاريهاى ناشى از آن برابر نمىنمود . از ما ساخته نيست كه مسؤوليت استرداد ولاياتى را برعهده
هامش
( 1 ) - چون اثر و علامتى از ناحيهء انگلستان مشهود نيفتاد گفتهاند كه بنابر اغواى دولت تزارى ايران در موقع جنگ كريمه لشكرى به مرز عثمانى فرستاد و باز در سال 1877 برطبق درخواست روسيه سربازان ايرانى در خوى و زهاب و محمره متمركز شدند .