تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
دربارهء روشى كه تاكنون پيروى شده است در حيرتم كه طى ربع قرن كه ايشان در آن سرزمين بوده‌اند خدمت و كار سزاوارترى به آنها ارجاع نشده و هيچ نوع توجه و اقدامى از جانب دولت انگليس براى استفاده از اطلاع و بصيرت ايشان معمول نگرديده است . يكى دوبار تصادفات سياسى ، فرمانداران محلى را بر آن داشته است كه به اين مأموران خدمت سياسى ارجاع كنند ، ولى شمارهء اين موارد بيش از انگشتان يك‌دست نيست . اين وضع و حال يادگار زمان گذشته است كه استقلال عمل بين سفارت در تهران كه رفتارى غرورآميز مىنمود و دستگاه تلگراف وجود داشته و اين دستگاه هم رسم خودمختارى پيش گرفته بود ، با حكام محلى مذاكره مىكرد بدون آنكه در اين كارها سفارت معاضدتى نموده باشد ، اما اكنون كه آن زمانهء حسادت و رقابت سرآمده است جا دارد كه بعضى از اين مأموران اجازهء مسافرت در داخله و جمع‌وجور كردن اطلاعات داشته باشند همان كارى كه در ابتداى امر مهندسان ، مكلف بانجام آن شده بودند . بايد كه مديران اين دستگاه با نمايندگان رسمى ما در ارتباط باشند و در پيشرفت كار ايران كه مطمح نظر ماست سهم بيشترى احراز كنند . تأثير اين رويه و كار را كه در آغاز اين قرن سر . جان ملكم اساس نهاده است نيك مىتوان دريافت كه وى با سخنان خردمندانه همراهان خود را كه نخستين بار به ايران مىآمده‌اند دلالت و مجهز مىكرد كه هنوز مايهء عبرت است . چون كتابى كه در دسترس ايرانيان نيست ، ايشان ما را از كار و رفتار ما و از اين راه وطن ما را خواهند شناخت پس چه نيكو است كه سخت هشيار باشيم و بدانيم كه آنچه بر اوراق نوشته‌اند هيچ‌گاه باندازه‌اى كه از انگلستان و انگليسيان به نظرشان ميرسد تأثير ندارد و باور بفرمائيد كه اين افراد از رفتار نفرات ما بيشتر تحت‌تأثير قرار مىگيرند تا آنچه در متن عهود مندرج است . به نظر من شق ثانوى وجود ندارد ، ولى در اينجا ذكر اين گفتار كه هركسى را بهر كارى ساخته‌اند ، نيك بجاست و اظهار اين نكته نيز بسيار روا كه اگر مأموران تلگراف اجازهء مختصرى هم