شود ممكن است پيشرفت او را سريعتر كند و سرانجام ايران بيدار شود و علاقهاى را كه ديگران نسبت به او ابراز ميدارند مورد اعتنا قرار دهد .
سياست بريتانيا
حال اگر از من استفسار شود كه انگلستان چه سياستى بايد نسبت به ايران داشته باشد بشرح ذيل جواب خواهم داد كه نه در اين روزگار و نه هيچ موقعى در قرن حاضر اين سياست مبتنى بر آز كشورگشائى نبوده است . انگلستان حتى به يك وجب از خاك ايران چشم طمع ندارد . فرمانهاى هشتم و نهم احكام عشرهء ( تورات ) هيچوقت از جانب ما در خطر نقض نخواهد بود « 1 » .
در جنگ 7 - 1856 نيروى بريتانيا بوشهر و جزيرهء خارك را در خليجفارس و محمره و اهواز را بر ساحل كارون تسخير كردند و چند صباحى نيز در تصرف داشتند و آن كارى بس دشوار بشمار ميرفت كه بريتانيا پايگاهى در خليجفارس فراهم كند و سرنوشت كارون را با نگاهدارى مواضع مزبور براى هميشه تعيين نمايد ، ولى بدون اينكه موجبى براى از دست دادن آنها درميان باشد همه را پس داد .
خود ايرانيان كه لااقل نگاهدارى بوشهر را از ناحيهء ما انتظار داشتند از نرمش و ملايمت ما حيران ماندند و بعد نيز چنين وانمود كردند كه با قدرت و زور بيشترى ما را از آنجا راندند . بههرحال اين كار پيوسته نشانهء بارزى از منظور صلحخواهى ماست و با تاكتيكهاى همسايهء شمالى ايران در مورد آشوراده بسيار متفاوت است . دربارهء چگونگى سياست بريتانيا نسبت به ايران بهتر از بيان لردسالزبورى در نطقى كه در گيلدهال ( تالار شهردارى لندن ) بمناسبت مهمانى از شاه در ژوئيهء 1889 ايراد كرده بود تعريفى نمىتوان يافت :
« ما با علاقهء شديد و سمپاتى ناظر سياستى هستيم كه اعليحضرت در ايران ابداع كردهاند ، ما براى ايران درخشانترين ترقى را خواستاريم و اميدواريم روابط او با جهان خارجى كه در زمانهء ما شرط لازم ترقى و تعالى است توسعه يابد و بيش از هرچيز علاقه داريم كه نهفقط رفاه بيشترى نصيب ايران شود ، بلكه
هامش
( 1 ) - فرمان هشتم : « از شنيدن غيبت و بدگوئى نسبت به همسايگان خود احتراز جوئيد » . فرمان نهم : « به اموال همسايه با نظر طمع نگاه نكنيد » .