برائت اين افراد از آفت اخاذى ، مأموران انگليسى دستگاه تلگراف را در ايران انصافا منزلت و عزت خاصى در ميان اهالى آن سرزمين داده است و ايشان غالبا در اختلافات محلى داور مىشوند و اين نيز اتفاق افتاده است كه قربانى ظلم و زور ، سراسيمه راه تلگرافخانه را در پيش گرفته آنجا را « بست » قرار داده است ، در همان نقطهاى كه از تعقيب و تعرض مصون است و در مراكز عمده و شهرها مديران اين دستگاه از دوستان و گاهى نيز مشاور شاهزاده و فرماندارند .
هرگاه اين وضع و حال را با اوضاع و احوال روزهاى نخستين كه اين مأمورين به ايران وارد شده بودند مقايسه كنيم كه در آن روزگار دچار مزاحمت و كارشكنى و اهانت و خطر بودند آنگاه بهتر اثرات نيك اين دستگاه را مىتوان دريافت كه حسادت را به مودت و كارشكنى را به همكارى و حس عداوت را به آميزش و دوستى مبدل ساخته است . تأثير ديگرى نيز كه از تأسيس دستگاه تلگراف در ايران و خدمت مأموران آن حاصل آمده است بصيرت ايشان در امور محلى است كه غالبا مورد مشورت مقامات رسمى واقع و منشأ اثر شدهاند . اطلاعات بسيط ژنرال گلداسميد در كار مكران كه آن را در حين سيمكشى تلگراف از كراچى به جاسك تحصيل كرده بود در سال 1871 در مورد اختلاف مرزى ايران و بلوچستان او را داور طرفين ساخت و سرانجام وى به تعيين حدود و علامتگذارى مرزى بين دو سامان پرداخت « 1 » .
پيشنهاد استخدام مأموران تلگراف
با وجود تأثيرات حيرتانگيزى كه تلگراف هند و اروپ در ايران داشته است و شهرت مطلوبى كه مأموران آن بدست آوردهاند مايهء تعجب اين جانب است كه دولت انگليس از وجود آنها بواسطهء نفوذ و بصيرت محلى كه دارند استفادهء بيشترى ننموده است و اگر آنها از جانب همسايهء شمالى بودند بدون ترديد عامل هنرور كشور خود مىشدند . منظورم اين نيست كه هيچگونه فعاليت ناروا از ناحيهء اين اعضا ناشى بشود ، ولى با امعان نظرى
هامش
( 1 ) - اين را مىگويند : تنها به قاضى رفتن و شادمان برگشتن . مترجم .