تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
نبوده است . راجع به سياست قرن حاضر انگلستان دربارهء ايران اين گفتار قدما نيك وارد است كه هيچ‌گاه سابقا تا اين پايه ناقص و بىقواره نبوده است . وقايع سياسى سه ربع اول اين قرن تا سال 1875 را قلم تواناى رالينسن بوجه ممتازى تشريح كرده است و هركس كه علاقه‌مند پى بردن به آثار و اثرات مراحل مختلف بىعلاقگى تام و يا شور و هيجان تمام آن باشد مىتواند به اوراق كتاب وى مراجعه نمايد « 1 » . ده سال متعاقب آن نيز كم‌وبيش حاكى از وضع و حال زمان پيش بود ، چرا كه در دورهء آن دو برادر يعنى سر . تايلر و سر . رانلد تامسون كه هر دو در تهران زياد مانده بودند و تابع وضع محيط و فاقد ابتكار شده بودند و اين خود ناشى از تأثير محيط تازه است ، نفوذ بريتانيا در جرگهء دربارى ايران به حد اقل رسيد « 2 » و حال آنكه در همان مدت روسيه متقابلا پيشرفت نمود . با وجود اين جريان ، نخست در دورهء سر . آ . نيكلسون كه از 1885 تا 1888 در تهران كاردار سفارت بود و بعد از او هم بيشتر در زمان جانشين شايسته و ممتازش سر . دروموندولف و سر . فرانك لاسل طى شش سال اخير با جهد و اهتمام ايشان نفوذ انگلستان تجديد و به نحوى كه از عهد فتحعلى شاه سابقه نداشته به تقويت وضع ما در آنجا منجر گرديده است كه فعلا بشرح آن مىپردازم .

تقسيم چهارگانه

تاريخ روابط ايران و انگلستان را در قرن حاضر به چهار بخش متوازى مىتوان تقسيم كرد يعنى قسمت ديپلماسى ، ادارهء نظام ، تجارت و تأسيس تلگراف . شرح اجمالى بخش اول را در همين فصل بيان كرده‌ام و از تكرار و تفصيل آن علاوه‌بر آنچه رالينسن با فضل و وقوف تمام نوشته است خوددارى مىكنم . داستان روابط نظامى ما با ايران را در باب مربوط به قشون شرح دادم
هامش
( 1 ) -Nil fuit unquam sic impar sibi( 2 ) - شرط انصاف اين است كه اشاره كنم كه آن شكست و وارفتگى در اثر حوادثى بود كه هيچ‌كدام از وزيران مختار مزبور سهمى در مسؤوليت آن نداشته‌اند . سياست نكبت‌بارى كه دولت بريتانيا در 5 - 1880 در بيشتر نقاط امپراتورى تعقيب كرده بود مانند عقب‌نشينى از افريقاى جنوبى ، تخليهء قندهار ، گرفتارىهاى ممتد در خارطوم و اقدام نسنجيده در مرغاب ، همهء اين پيش‌آمدها در دهليزهاى مشرق زمين طنين انداخت و آن را مقدمهء زوال عاجل ما پنداشته بودند .