تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
ايران گاهى نصب العين زمامداران انگلستان شده و گاهى نيز از نظر افتاده است تا امروز كه وضع و منزلت شامخى در نزد ما دارد - هرچند كه اطلاع درستى راجع به ايران نداشته‌ايم - روزگارى در راه آن ولخرجىهاى بىحدوحساب كرده‌ايم و زمانى از كمترين خرج و كمك دريغ ورزيده‌ايم . افكار عمومى در اين كشور و هندوستان دربارهء سياست ايران گاهى قرين هيجان شديد بوده و گاهى نيز در حال انجماد كامل . ما با ايران عهدنامه‌ها بسته‌ايم و تعهدات سنگين تهاجمى و دفاعى برعهده گرفته‌ايم ، اما وقتى كه نوبت ايفاى به عهد فراآمد از زير بار مسؤوليت گريخته‌ايم و بدين‌وسيله از روابطى كه خود بانى آن بوده‌ايم راه فرار جسته‌ايم . ما شهرياران واحدى را هم ناز كشيده‌ايم و هم دست جنگ‌وستيز بر ضد آنها دراز كرده‌ايم هم لشكريان ايران را آماده و تيمار نموده‌ايم و هم تارومار كرده‌ايم ، هم مردمش را مورد نوازش قرار داده‌ايم و هم گاهى ايشان را هيچ‌گونه وقعى ننهاده‌ايم . سياست ما نسبت به ايران خواه در موقعى كه عهد و علاقهء ما سرشار بوده و خواه هنگامى كه اعتنائى به آن نداشتيم همواره اغراق‌آميز بوده است . در ابتداى اين قرن وقتى كه لرد ولزلى باب مذاكرات را با دربار ايران گشود نظريات مبالغه‌آميز راجع به خطر تهاجم افغان نسبت به هندوستان اتخاذ نموديم و باز بىاندازه خطراتى را به استقرار فرانسويها در تهران نسبت داديم ، اما وقتى كه ابر خطر افغانى را باد برد و حباب تهديد فرانسه درهم شكست تصور كرده بوديم كه با تعليم و مشق دادن سربازان ايران و نثار روپيه خواهيم توانست او را با خود برضد هر دشمنى همدست سازيم - چه توقع گزافى ! در سالهاى 1833 و 1837 و باز 1856 عقيدهء افراطى دربارهء خطر احتمالى جنب‌وجوش ايران عليه هرات در سر پرورانديم و به اين مناسبت و قصد پرهيز از اجراى آمال ايشان جنگ اول افغان را به راه انداختيم . مرحلهء مبالغه‌آميز طولانى ديگرى فرارسيد و دوره‌هاى بعدى نيز از اين قبيل اهمال و توهمات بىدليل خالى
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 722 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى