بنابر دستور با آن مخالفت نموده و ناچار كار به جائى نرسيده است جاى معتنابهى از ستون آگهىهاى ترحيم و درگذشت را در روزنامهء تايمز خواهد گرفت . قبلا شرح منع و مخالفت روسيه را دربارهء ايجاد و توسعهء خطآهن ايران بيان داشتم و در اين كار دوبار سد ممانعت پيش كشيدند يكى با قراردادى به مدت پنج سال و سپس تا ده سال كه وزير مختار روسيه آن را تحميل و تسجيل كرد كه در ظرف اين مدت بدون اجازهء تزار امكان ساختن خطآهن در ايران نباشد ، همان ورقه و مدركى كه بهنظر من فقط به منظور ممانعت و كارشكنى بوده است .
در اينجا قدم فراتر نهاده با علم باينكه ميدانم چه مىگويم تكرار مىكنم كه طى بيست سال اخير هيچ طرح و پيشنهادى براى اصلاح اقتصادى و مادى ايران بميان نيامده است كه روسيه با آن مخالفت ننموده باشد و يا در اثر سرسختى دولت تزارى از بين نرفته باشد .
در 150 سال پيش وصيتنامهء مردود پطر كبير باآنكه اصل و ريشهء آن درست روشن نيست و بطور تاموتمام همواره محور سياست آسيائى هموطنان او بوده متضمن عبارات ذيل است : « در كارشكنى امور مربوط به ايران تسريع نمائيد ، به خليجفارس راه يابيد ، تجارت قديمى حوزهء شرق نزديك و مديترانه را احيا كنيد ، بسوى هند كه انبار گنجهاى جهان است پيش بتازيد . »
دربارهء سياست مربوط به ايران تعريفى و دستورى بهتر از اين امكان نداشته است . علاقهء واقعى حكومت تزارى رهائى و نجات ايران نيست ، بلكه بايد زنجير انقياد هرچه سختتر بر گردنش جاىگزين و استوار شود ، نهآنكه ايران همدستى نافع باشد ، بلكه بايد راه انحطاط و انقراض بپيمايد . اگر با اين چند كلمه تهمتى ناسزا نسبت به تماميت ارضى ايران از جانب روسيه روا داشته باشم كاملا در قدرت و اختيار اوست كه با سياستى قرين بلندنظرى در آينده ، اين اتهام مرا بىاساس نشان بدهد .
وسعتطلبى ارضى دليل ندارد
بعلاوه با روسيه هيچگونه همفكرى