تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤

عقيدهء سابق ايرانيان

اين موضوع خالى از تفريح نيست كه وضع كنونى روسيه را در ايران و زمينهء مساعد سياسى كه براى پيشرفت بىباكانهء مقاصد ايشان فراهم است با منزلت و وضعى كه ابتدا در دويست سال پيش در سرزمين ايران داشته‌اند قياس كنيم . داستان نمايندگان مسكوى را در زمان پادشاهى شاه عباس ثانى و تأثير نامطلوبى كه رفتار خشونت‌بار دور از آداب آنها در نزد ايرانيان مشكل - پسند داشته و اعتراض همگان را برانگيخته بود ، شرح دادم . شاردن در مورد تاجگذارى شاه سليمان ثانى در سال 1677 مىنويسد : « ايرانيان به افراد وارد از مسكو چندان اعتنا نداشتند و در ميان تمام عيسويان آنها را تنگ‌نظر و بىنام مىپنداشتند و از روى شوخ‌طبعى ايشان را اوزبك خطاب مىكردند كه دال بر بىاعتنائى نسبت به آنها بود ، زيراكه اوزبك در مشرق‌زمين معنى قرين اعتبار ندارد » . اكنون همان افراد مسكوى بر اين اوزبكها سرورى دارند و راجع به فقدان قدر و اعتبار آنها نيز معلوم نيست ، ايرانيان زمان ما چه‌اندازه با ايشان تفاوت داشته‌اند ، ولى اين نكته روشن است كه لااقل زودتر از اهل ايران در راه حفظ آزادى خود با فاتحان آيندهء خويش مبارزه كرده‌اند .

رويهء روسيه در قبال اصلاحات داخلى

از لحاظ شخصى درحالىكه از اظهارنظر قطعى در زمينهء سياست خارجى كه شايد عين صلاح باشد و يا بواسطهء معاذيرى صرف‌نظر كرده‌ام ، خوددارى مىنمايم و در ضمن آنكه اعتراف مىكنم كه دولت روسيه در پيروى سياستى كه بيشتر درخور مصالح او باشد نيك مختار است باز از ابراز اين نظر احتراز نتوانم كرد كه رويهء او راجع به اصلاحات داخلى ايران جدا مورد اتهام مىباشد و آن دولت به آسانى قادر به رفع اين ملامت نيست كه در قبال هرگونه پيشنهاد و اقدام اصلاحى در كار اين سرزمين عقب‌مانده و گرفتار ايستادگى و مقاومت نموده است . مىتوان بدرستى اظهارنظر كرد كه در نفوذ تمدن غرب و توسعهء راهها و كشيدن خط آهن و درهم شكستن سنت‌هاى بيهودهء قديم