از اين جانب در كار هست كه پيوسته و به صورت غيرقابل مقاومتى موجب جلبتوجه روسهاست . اگر در اين مورد هم بعضىها خيال كنند كه من با نسبت دادن خيالاتى به روسيه غرض بد نمودن او را دارم و گفتارم با آنچه او بدولت ما اطمينان داده است منافات دارد ، بهتر آن است كه اين افراد آزردهخاطر از وزارت خارجه در سن - پطرزبورگ تحقيق نمايند كه آيا در موقع طرح كردن نقشهء كوروپاتكين عهدنامهء محرمانهء او نيز با پادشاه ايران امضا و يا مذاكره نشده بود كه بعد از پيشروى نيروى روس در خراسان « * » قرار بود بندرعباس به روسيه واگذار شود و آيا امتياز اخير خط آهن كه نمايندگان روسيه جهت بدست آوردن آن در تهران تلاش داشتند متضمن شرط دستيابى بر مخرجى بحرى در چاهبهار بر ساحل بلوچستان ايران نبوده است .
تاكتيك آنها
بمناسبت وضع ممتاز مستحكمى كه روسيه در ايران دارد ، با وجود امكان سهل و آسان اجراى مقاصد او كه ( هرگاه امكانات بوجه متناسبى سنجيده شود ) روىهمرفته نقشههاى بىحدوحساب و دور از تناسبى نيست ، چنين مىنمايد كه در آن مملكت بدون ضرورت بواسطهء طرزكارى كه ناشى از تضاد كامل با سادهلوحى عمومى و مدارا در رفتار نسبت باهالى مشرق زمين است از اهميت آن مىكاهند ، شايد فرض و قرار آن است كه ملايمت و مدارا بايد فقط بعد از دستاندازى و تسخير معمول و در ابتداى امر خشونت و زور مجرا شود .
نمايندگان و مأمورانش در ايران لحن كلام ديكتارى دارند كه هرچند ترس و هيبت توليد مىكند ، ولى وسيلهء دلجوئى نيست . شگفتانگيز آن است كه وزير مختار روسيه در تهران بارها از رفتار گستاخانهء خويش سبب وهن بزرگى شده است . در سابق خاطرنشان ساختم كه تقريبا دو سال پيش نقارى سياسى در موقع استقرار سركنسول روسيه در مشهد اتفاق افتاد . در آن قضيه مأمور موردنظر تعيين
هامش
( * ) - در مخفىنامهء روس و ايران كه تزار و ناصر الدين شاه امضا كرده بودند حق عبور نيروى روسيه از خاك ايران مندرج نيست ظاهرا چون نويسنده از اين بابت سخت نگرانى داشته اين مطلب را درميان گذاشته است . ( رجوع شود به عهدنامهء تاريخى ايران تأليف مترجم ) .