با اظهار اين نكته تبرئه كنم كه در بيان اين مطالب فقط به نوشتههاى روزنامهها و يا اشاره و اعترافهاى محرمانه متكى نبودهام . با علم كامل دربارهء آنچه به رشتهء تحرير درآوردهام حقيقت را آشكار نمودهام و اگر فردى از مردم روسيه سخنانم را مشكوك تلقى كند بايد پيشنهاد كنم به نقشهء سرى سال 1885 ژنرال كوروپاتكين دربارهء لشكركشى به هندوستان كه از قرار معلوم برنامهء بعدى پيشروى روسيه در جهت آسياى مركزى بوده است عطف توجه نمايد و سخت تعجب خواهم كرد كه الحاق آذربايجان و گيلان و مازندران و خراسان را در آنجا ملاحظه نكند و درنيابد كه آن كار ، نخستين هدف سياسى دولت تزارى بوده ، بخصوص خراسان كه مقدمهء تصرف هرات محسوب مىگردد . جا دارد كه از حضرت شهريارى ( ناصر الدين شاه ) استفسار شود كه وى چندبار به تهديد سياستمداران روسى در تهران دچار و به او اخطار شده بود كه اگر در اجراى اميال رژيم تزارى رفتار مساعد عاجلى اختيار نكند اين و يا آن ايالت را قهرا خواهند گرفت .
چشمداشتى بر خليجفارس
اشتهاى حكومت تزارى در كار جهانگيرى فقط به همان سامان و نواحى محدود نمىشود و چون به حد كافى از دستاندازى بر نيمى از تمام غنايم ايران در شمال خشنود نيست ، نظرى هم به جانب جنوب دارد و آرزومند يافتن راهى به خليجفارس و اقيانوس هند است . جنبوجوش - هائى را كه سابقا در امتداد مرزهاى جنوبى و شرقى خراسان تصوير نمودم و فعاليت نمايندگان آن در خارج از حريم مشروع نفوذش در شمال ايران و آزمايشهائى كه بر سبيل امتحان در پيشرفت بجانب سيستان نموده است درواقع توجيهى جز اين ندارد كه درصدد است پايهء قدرت بريتانيا را در جنوب ايران سست و در كار درياهاى جنوبى اعمال نفوذ كند و پايگاهى براى عمليات بحرى خويش فراهم سازد .
اين منظور هم به يكى از دو طريق قابل حصول است يا بايد روس با عثمانى گلاويز شود و بغداد را تصرف كند و يا از راه ايران خود را به خليجفارس برساند .
از اين دو شق ، دومى بيشتر مايهء اميدوارى است و خطر كمترى دارد و جذبههائى