هركس خواه حضرت شهريارى يا افراد عام گمان كند كه قدم نظاميان روسيه به خطهء خراسان باز شود روزى از آنجا بازخواهند گشت لابد از چگونگى كار آنها پاك بىاطلاع است و به كيفيت تاريخسازى آن دولت در آسياى مركزى آشنا نيست و حتى اين نكته نيز ارزشى ندارد كه آن دولت اطمينان كافى به انگلستان يا دولت ديگرى دربارهء تماميت ارضى ايران داده باشد . مگر وقتى كه خيوه تصرف و مرو به روسيه ملحق شد ، ضمانتنامهء آزادى آنها را كسى ديده است ؟
خدمات روسيه نسبت به ايران
از لحاظ رعايت انصاف نسبت به روسيه جا دارد خاطرنشان كنم كه آن دولت با دليل و برهان لاف مىزند كه بخصوص در خطهء خراسان واقعا به ايران خدمت كرده است - كه لابد در ازاى آن انتظار نتايجى هم دارد . بطورىكه اشاره نمودم روسيه چندين هزار نفر اسيران ايرانى را كه در خيوه و گئوك تپه و مرو گرفتار بودند آزاد نموده و آنها را بىاجر و رايگان به خانههاى خويش بازگردانيده است و با مطيع ساختن طوايف تركمن شمال خراسان و جلوگيرى از تاختوتاز و غارتگرى هميشگى ايشان ، ايرانيان را آسوده و كشتوكار را برايشان مقدور ساخته است و با تصرف و اعمال قدرت در ادارهء امور ناحيهء ماوراء بحر خزر از ابهت و اقتدار خوانين مرزنشين خراسان كاسته و به حكومت مركزى در تهران امكان داده است كه بار ديگر سلطه و نفوذ خود را در آن منطقه مستقر سازد . اين خدمات انكارپذير نيست و حتى خودخواهترين افراد نيز از تصديق آن ناگزيرند ، اما در اينكه چنين خدماتى به او حق و اجازه دهد كه بر بهترين ايالت ايران دستاندازى كند ، قضاوتش را به اهل بينش و وجدان واگذار مىكنم . هرگاه اصول اخلاقى در مناسبات بين المللى تا اين حد انحطاط يافته باشد آنوقت ناصر الدين شاه حق دارد گلهء تاريخى را كه در واقعهء تروا گفته شده بود تكرار كند : « حتى از ارمغان يونانىها نيز بيم داريم » .
تأييد رسمى
پس اين بوده است داستان نقشههاى حكومت تزارى راجع به آذربايجان و گيلان و مازندران و خراسان ، ولى باز اجازه بدهيد كه خود را