آن در ايران كه با مهارت بسيار تعقيب و اجرا شده است اگر با دغدغهء خاطر بيش از اندازهاى توأم نبوده او را در وضع و حال ممتازى قرار داده است كه اكنون نفوذ بسيار در كار ايران دارد و هر نظم و قرارى راجع به وضع و كار سياسى ايران بى همكارى او دور از امكان است و غرض من در اين بحث آن است كه حدود نفوذ فعلى يا آيندهء او را دريابم و طرح و تدبيرهائى كه براى بسط آن تمهيد شده است باز نمايم .
ربودن خاك ايران از طرف روسيه
پس ابتدا بموضوع دعاوى و مقاصد روسيه در ايران مىپردازم و بدون انديشهء تضادگوئى نظريهام را اظهار مىدارم كه اين ادعاها و مقاصد به صورت بارز و در مواردى هم علنا خصومتآميز است .
هنگامىكه تاريخ قرن حاضر را بررسى كنيم ملاحظه مىشود كه روسيه سرزمين ايران را قطعهقطعه ، بعضىها را با جنگ آشكار و بعضىها را نيز با تهديد و فشار به چنگ آورده است .
بنابر عهدنامهء گلستان منعقد سال 1813 وى ، از ايران ، ولايات گرجستان ، ايمبرىتيا ، مينگرليا و داغستان و شيروان و گنجه و قرهباغ و قسمتى از طالش و همچنين بنادر دربند و بادكوبه را تصاحب كرد و ايران از حق داشتن هرگونه كشتى مسلح در بحر خزر محروم شد .
در سال 1828 بموجب معاهدهء تركمنچاى علاوهبر تسجيل فتوحات مزبور نخجوان و ايروان ( با مركز مذهبى ارامنه در اچميازين ) را بعلاوه غرامت جنگى به مبلغ 000 ر 500 ر 3 ليره بدست آورد . درست است كه از آن موقع تاكنون ديگر زدوخوردى بين دو كشور واقع نشده است ، اما جريان دستاندازى بر اراضى با عقد قراردادهاى اتحاد هنوز ادامه دارد و تا اين لحظه هم قطع نشده است .
در حين مسافرت اخير همايونى به اروپا متوجه شدهام كه بعضى از درباريان چاپلوس ، اعليحضرت را از اين بابت كه در سراسر دوران فرمانروائى خويش وجبى از خاك ايران را از دست نداده بوده است تبريك و ستايش مىگفتهاند . لابد اين