عهدنامهء ارز روم كه بسال 1847 انعقاد يافت درحالحاضر پايهء دوستى بين دو كشور است ، اما وضع نامعلوم رشتهء دراز مرزى از آرارات تا شط العرب چنان كه قبلا هم اشاره نمودم موجب تجديد نقار مىشود و همواره امكان زدوخورد در ميان است . تقسيم حوزهء كردنشين عامل ديگرى براى بروز اختلاف بشمار ميرود و قضيهء شيخ عبيد اللّه بسال 1884 چيزى نمانده بود كه سبب اشتعال آتش جنگ شود .
در جنوب هم رونق و عمران مداوم محمره بهيچوجه باب طبع و پسند تركهاى مقيم بصره و بغداد نيست .
رفتار سخت مأموران طرفين نسبت به يكديگر را از مطالبى كه در باب رودخانهء كارون و خليجفارس ذكر كردم دريافتهايد ، از جهت حفظ صلح خوشبختانه هيچيك از دو كشور درحالحاضر امكان برانگيختن جنگى را در آسيا ندارد و اختلافات بين دو دولت بهندرت از حد نقارهاى جزئى مرزى و يا اتهامات ديپلماتيك تجاوز مىكند .
روسيه و انگلستان
اينك كه موضوع ارتباط ايران را با سياست روس و انگليس و بخصوص انگلستان بررسى مىكنم يعنى همان مطلبى كه در تأليف اين كتاب يك لحظه هم از مد نظرم دور نبوده است ، در تعريف و تأييد منظور صريح خويش كه در ذهن هر فرد انگليسى نيز كموبيش متجلى است كارى بهتر از اقتباس سخن سر . اچ . رالينسن كه در مقدمهء رسالهء سياستمدارانهء خود نوشته است نتوانم كرد :
« امور سياسى كشورهاى طراز دوم آسيا مانند ايران انتظار نميرود كه در نظر خوانندهء انگليسى حائز اهميت سرشار نمايد ، اما جا دارد كه در خاطر داشته باشيم اين سرزمين از لحاظ جغرافيائى حد فاصل بين اروپا و هندوستان است و بعيد مىنمايد كه نقش عمدهاى در تاريخ آيندهء مشرق زمين نداشته باشد . از اينرو وضع مردم آن و بنابراين سبك و سياست دولت ايشان بيش از اندازهاى كه متناسب با وسعت خاك قلمرو شهريارى نسبت به نقشهء عالم و يا شأن و مقام كنونى ايران در ميان ملتهاى جهان است مورد توجه و علاقهء متتبعين دقيق واقع مىشود .