درست است كه ايران امروز همان سرزمين پارس زمان داريوش و حتى ايران عهد شاه عباس كبير نيست ، اما سرزمينى است كه خواه و ناخواه در سرنوشت امپراتورى انگليس در شرق تأثير خواهد داشت . بنابراين بررسىهاى جدى سياستمداران ما را با دقت و شكيبائى تمام و بخصوص بيطرفى و رعايت تام ايجاب مىكند . »
اين كلام نه متضمن عذر و بهانه است و نه مقرون به پيرايهء اغراق و مبالغه ، بلكه بيان صادقانهء عين حقيقت است .
پيشآمدى بر گفتار سياست دو رقيب
در ضمن بررسى سياست دو دولت رقيب در ايران از اين نكته غفلت ندارم كه به موضوعى كه جنبهء بين المللى حساس دارد بپردازم ، آنهم به قلم فردى از اتباع اين دو كشور رقيب كه با هزاران دشوارى ممكن است از شايبهء بىطرفى كامل مبرا باشد ، ولى اميدوارم نوشتههاى قبلىام مرا از بهتان احساسات ضد روس برى كرده باشد و در اينجا هم سعى و اهتمام اين جانب آن خواهد بود كه عواملى را كه منافع آنها بدون ترديد با مصالح ما در شرق اصطكاك دارد با رعايت نهايت بىغرضى و انصاف مورد بررسى و تحرير قرار دهم و اين حقيقت را نيز از ذهن خويش خواهم زدود كه روسيه تا حدود زيادى وضعى ممتاز و قدرتى سرشار و ابهت بسيار در دربار ايران براى خود دستوپا كرده است ، همان مزاياى عمدهاى كه در اوايل اين قرن خاص انگلستان بوده است ، زيراكه به عقيدهء من اين تحول و انتقال كه رقيبان ما حق دارند بر خود از اين بابت ببالند در عوض اينكه زمينهء مشروعى جهت آزردگى و ملال باشد ، وضع و حالى است كه سياست خود ما كه از جهت پىريزى و تكوين سست و از بابت نتايج ، نكبتبار و نادرست است سبب واقعى آن بوده است .
شيون و زارى بعد از شكستن كوزه و فراريختن شير همان اندازه از لحاظ صلاح سياسى عبث و بىتأثير است كه اين حقيقت در ساير شؤون زندگى صادق و همين اندازه بس كه اعتراف كنيم فتوحات پىدرپى روس و سياست متعاقب