تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
و راز بسط نفوذ مادى نيست ، بلكه ميراث مشروع گذشته است كه از هر جهت ما را دليل سرافرازى است .

قسمت دوم - تجارت جديد ايران

تغيير صحنهء كار

در ضمن بازگشت از شرح و بيان روزگار گذشته به بررسى وضع كنونى تجارت ايران با دگرگونى تقريبا كامل شرايط طبيعى و عواملى انقلابى مواجه مىشويم كه در صحنهء كار پديدار شده است . غير از يك راه خروجى خليج فارس كه حمل‌ونقل آن را هم بيگانگان در دست داشتند تجارت ايران سابقا محدود به خشكى بود . ايران كه در برزخى بين دو دريا واقع گرديده است راههاى كاروانى داشته كه از روزگار قديم محل عبورومرور قافله‌هاى شرق و غرب بوده است اما بيشتر اين جاده‌هاى جناحى فعلا متروك و خالى است و عصر كاروان رفته‌رفته سپرى مىشود . پيشرفت كار دريانوردى و پيدايش قوهء بخار امر تجارت را بطرق بحرى انداخته است و درياهاى شمالى و جنوبى كه همواره وسيلهء حمايت عمده‌اى براى ايران بود اينك عامل تجاوز بيگانه و مايهء گرفتارى اوست . در درياى خزر زمامداران روسى و در خليج‌فارس انگليسىها بر خانهء او دق الباب مىكنند و صادرات و وارداتى كه روزى حمل‌ونقل آن موجب جلب‌نظر اقوام اروپائى بود و نيمى از دارائى ايشان را فراهم مىنمود ، حال در چنگ روس و انگليس افتاده است . غرور پرتغالىها از بين رفت و ديگر نام آن كشور در ميان نيست و مگر چند قطعه توپهاى پوسيده و برج‌هاى فروريخته اثرى از وجود آنها ديده نمىشود . هلنديها كه در سابق خليج‌فارس را در زير پا داشتند و مقاصد خود را به شهرياران ايران تحميل مىكردند اكنون فقط كنسوليارى در بوشهر دارند . ژن و ونيز هم مدتهاست كه از صف كشورهاى مستقل خارج شده‌اند . ارامنه هنوز در بازارهاى ايران رفت‌وآمد و تجارتى دارند ، ولى كارشان خرده‌فروشى است و آن را هم تا روزى ادامه مىدهند كه بانگ شكست كسب و كار آنها برآيد ، وانگهى ارمنستان را نمىتوان ملتى محسوب داشت و توانگرى آنها امرى خودمانى است .