تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
در سال 1822 تجديدنظر كلى دربارهء پايگاههاى خليج‌فارس پيش آمد . كار مديران محلى و دلالها از بين رفت و عنوان نمايندهء مقيم و نمايندگان محلى مرسوم و وضع كار تمام دستگاهها سياسى شد . اين تغييرات ناشى از آن بود كه ايران در حيطهء سياست اروپائى درآمده بود و روابط بين آن كشور و دولت ما بجاى آنكه از قول و قلم تاجر و دلال نوشته آيد به صورت گزارشهاى مأموران سياسى درآمد . از روزگارى كه ملكم پا بر خاك ايران نهاده بود تا اين موقع وضع كارها تغييراتى انقلابى حاصل نمود و درحالىكه وزارت خارجهء دولت انگليس در ابتداى اين قرن اطلاعات اندكى راجع به وضع و حال ايران داشت در اين هنگام گروه انبوهى از منشيان و دبيران دست در كار اوراق و اسنادى دارند كه از تهران مىرسد . در سال 1872 نظارت بر امور كرانه‌هاى خليج‌فارس از حيطهء اختيار حكومت بمبئى به حكومت هندوستان انتقال يافت و تا امروز مأموران انگليسى مقيم بوشهر و بغداد را اين حكومت انتخاب و بودجهء كارشان را تأمين مىكند . ديگر گماشته‌هاى يك كمپانى سرنوشت تجارتى ملت ما را در دست ندارند ، بلكه اين كار برعهدهء دستگاهى است كه مرتبا هرسال گزارشهاى خود را بمركز ارسال مىدارد و وزارت خارجه هم به انتشار آنها اقدام مىكند كه خود نشانهء بارزى است كه چه خدمت باارزشى انجام مىدهند و معلوم ميدارد كه حدود كارها تا چه‌اندازه وسعت و اهميت يافته است . توسعهء رشته‌هاى خاص و يا بسط طرق تجارتى در قرن حاضر با عطف نظرى به وضع تجارت فعلى ايران كه ذيلا بشرح آن خواهم پرداخت نيك عيان خواهد گرديد . اين بحث و كلام تاريخى را كه پيش آورده‌ام بسيار متناسب و شايسته خواهم يافت اگر براى خواننده‌اى كه در تعقيب كردن سخنانم عنان صبر را از دست نداده باشد بتوانم ثابت كنم كه انگلستان بواسطهء سنت‌ها و خدمات خويش حق راسخى توأم با منافع نافذ در تجارت ايران دارد و هدف مطلوبى را كه من از جانب كشورم عنوان و پيروى از آن را تأكيد مىكنم ناشى از حرص و آز ملى و يا هوس