در رديف مسافران مسكوئى باشد يافته نمىشود . سپس معلوم گرديد كه غرض واقعى اين عده تجارت بود و عنوان سفير را هم از آن جهت اختيار كردند كه اجناسى را كه با خود همراه آورده بودند از عوارض گمركى معاف باشد . شاه كه از اين بدكردارى مضاعف بسيار دلسرد شده بود بدون كلمهاى جواب ، ايشان را بازگردانيد . جواب گراندوك نيز نسبت به اين رفتار چنان كه در مجلد اول اين كتاب مذكور افتاد حمله به ولايت مازندران بود .
هلنديها
رقيب سوم كه خيلى هم مهيبتر بود پا در ميان نهاد . در سال 1580 هلنديها استقلال خود را از اسپانيا و پرتغال اعلام داشتند و از آن پس شهرت درخشانى را در بحرپيمائى و تجارت آغاز كردند . بعد از شكست نيروى بحرى بزرگ اسپانيا در درياى مانش ( ترعهء انگليس ) و همچنين مسافرت موفقيت - آميز هارتمن يكى از هموطنان خويش كه شرحش را ذكر كردم جرأت بيشترى يافتند كه مآلا به استقرار آنها در جزيرهء جاوه منجر شد . اين جريانات چنان هيجانى در هلند ايجاد كرد كه شركتهاى متعدد جهت تجارت با شرق تأسيس يافت و همهء اين شركتها نيز با فرمانى از جانب زمامدار اعظم به هم ملحق و بسال 1602 موجب تشكيل « كمپانى هند شرقى هلند » گرديد .
در ظرف بيست سال اين تازهواردان همهء نقاط ممتاز تجارتى تصرفى پرتغال را در آسيا تصاحب كردند . ايشان ابتدا به جزيرهء هرمز و در عهد پادشاهى شاه عباس ثانى مقر خود را به بندرعباس انتقال دادند و در اصفهان و بصره هم اداراتى داير كردند . راجع به سرنوشت كار ايشان در ايران اتفاق نظر نيست . در معاهدهء اولى خود با شاه تعهدات تجارتى مستقيم با او برعهده گرفتند كه مىگويند برد با پادشاه بود . در سالهاى 1652 و 1666 سفيرانى از هلند به اصفهان آمدند كه شايد قرارداد بهترى فراهم سازند و از هر دو طرف مقدار زيادى حرف و كار دوپهلو مشهود افتاد چنان كه بنابر قول شاردن در نيمهء همان قرن « هيچ ملت اروپائى در تجارت با ايران مثل هلنديها رندى و مهارت ننمودند و ايشان به زودى گوى سبقت را در تجارت