مقدماتى پايهگذارى « كمپانى تجار پيش قدم در راه اكتشاف مناطق و قلمرو و جزاير و نقاط ناشناخته » باشد و اين خود دليل و شاهدى است كه آن اقدام بر چه پايهء بىاطلاعى قرار داشته و ناشى از كمبود معلومات جغرافيائى بوده است . در همان سال سر . هيوويلوبى « 1 » با دو كشتى از جانب شمال شرقى به راه افتاد و منظور دستيابى بر گنجينههاى زر جديد بود ، ولى وى در كرانههاى لپلاند « 2 » بر اثر سرمازدگى درگذشت ، ولى كشتى سومى به فرماندهى استفن بورو « 3 » كه ريچارد چانسلر ناخداى آن بود راه درياى ابيض در پيش گرفت و به كشف ارخانگل توفيق يافت .
اين واقعهء تصادفى و غيرقابل پيشبينى نتايجى درخشان داشت . چانسلر به داخلهء روسيه رفت و به دربار گراندوك مسكوى كه همان ايوان و اسيلاويچ مخوف باشد رسيد و از طرف او مورد استقبال قرار گرفت و كمپانى مشترك انگليس و روسيه يا مسكوى را اساس نهاد و به عزم تجارت از طريق خشكى و راه روسيه با سرزمينهائى كه در مشرق و جنوب بحر خزر واقع شده بود اقدام كرد .
در سال 1557 يك فرمان رسمى شركت و همكارى بنام اين كمپانى از جانب فيليپ و « مارى » صادر گرديد . در 1555 ماستر انتونى جنكينسن « 4 » باتفاق ريچارد و رابرت جانسن از طرف هيأت مديرهء كمپانى مزبور اعزام شدند كه راه تجارتى پيشنهادى با آسياى مركزى را كشف كنند . اين دو نفر از راه مسكو به حاجى ترخان سفر كردند و در آنجا براى نخستينبار بيرق انگليس ( صليب سرخ سنجان ) را در درياى خزر برافراشتند و سلامت تا بخارا پيش رفتند و بازآمدند و تا آنجا كه اطلاعات خودم نشان مىدهد اولين انگليسىهائى بودند كه به تاتارستان قدم نهادند و اسبابى را كه مورد علاقه بود براى اقدامات دامنهدارتر فراهم ساختند .
كمپانى مسكوى و ايران
ضمنا كمپانى درصدد برآمد كه ايران را نيز در حوزهء عمليات خويش قرار دهد و از اين كار دو منظور در پيش داشتند : اول آنكه بر ولايات ابريشمخيز شيروان و مازندران و گيلان كه در جهت شمالى و مجاورت
هامش
( 1 ) -Sir Hugh Willoughby( 2 ) -Lapland( 3 ) -S . Burrough( 4 ) -Master Anthony Jenkinsen