پرچم پرتغال در هر نقطهء قابل تصرف و اشغال اقدام نمود و دستور داد هركه در برابر جاننثاران مسيح مقاومت نمايد گلوله و شمشير نصيب يابد . راجع به پيشروى البوكرك در خليجفارس شرحى در فصل مربوط به اين دريا مذكور افتاد .
در موقع مرگ او در سال 1525 متصرفات پرتغال به شكل امپراتورى درآمد و در نيمهء آن قرن در اوج ترقى و شهرت خود بود .
بدون اجازهء دولت پرتغال هيچ كشتى در اقيانوسها حق عبور نداشت .
فاتحان براى خود حق انحصارى مبتنى بر زور تأمين كرده بودند . از ژاپون تا بحر احمر همه بيرق آن دولت در اهتزاز بود . ضمنا ظلم و جور نايب السلطنههاى پرتغال و فساد و بدكردارى مأموران جزء و تعصب و تنگنظرى آن كسانى كه مىپنداشتهاند كار تجارت را با رسالت روحانى توأم سازند رفتهرفته پايه و اساس دستگاهى را كه با زور و قلدرى نهاده شده بود سست نمود . درعينحال نيز خبر فتح و پيروزى پيوستهء اين پيشآهنگان استعمار در اروپا طنين افكند و در بعضى دلها شوق و هيجان انداخت ، ولى در ميان تودهء مردم وحشت و نگرانى ايجاد كرد .
اقدام انگليسىها
در هيچ كشورى مثل انگلستان كه آن موقع در وضع برزخى بين قرون وسطى و جهان جديد مىزيست حس رقابت تحريك نشده بود و ضمنا در هيچجاى ديگر هم چند صباحى انحصار پرتغالىها را با كمال حقارت تحمل ننمودند و انديشهء درافتادن با آن دولت با سلاح خود او و در ميدان كار خود او هيچ بخاطرها نرسيد .
كاشفان و تجار اوايل دورهء خاندان تئودر در اجراى ميل و علاقهء خود كه بر هند دست يابند و بر گنجينههاى افسانهاى شرق چنگ اندازند جز اين فكرى در سر نداشتند كه براى اجتناب از رقابت پرتغالىها راه اختصاصى تازه تا مقصد محبوب خويش جستجو كنند . راههاى شمال غربى و شمال شرقى كه مىپنداشتند متناسب باشد هردو با احراز توفيق مورد آزمايش قرار گرفت .
در سال 1553 سباستيان كابوت « 1 » از ادوارد ششم فرمانى گرفت كه اجازهء
هامش
( 1 ) -Sebastian Cabot