و نظارت بر جريان تجارت مشرق خاصه خليجفارس به اعراب رسيد . قيس يا كيش و هرمز يكى پس از ديگرى كانون تجارتى خاور زمين شد و در كشتىهاى عرب اجناس كتاى « 1 » به بازار بصره مىرسيد .
وضع و حال بدين منوال بود كه جمهورىهاى ايتاليا وارد صحنهء تجارت شدند و بار ديگر اروپا رقيبوار وارد ميدان كار شد . اين جريان با تجديد علاقه دربارهء مشرق كه نتيجهء جنگوجدال بين صليب و هلال بود نيك تقويت گرديد .
مىگويند ونيز حتى از سال 550 ميلادى ابريشم از شرق وارد مىكرد و تا سيصد سال بعد كه دورهء سلطهء تجارتى آن طول كشيد اين وضع و حال دوام يافت .
با همراهى امالفى « 2 » و سپس فلورانس در قرن دهم باز راه تجارت با هندوستان را از طريق مصر گشود . از سوى ديگر ژن توجه خود را به جادهء شمالى از طريق بحر سياه و قفقاز معطوف نمود و در آغاز قرن چهاردهم راه خشكى از طرابوزان معمول شد كه هنوز مورد استفاده است . تجارت بين شرق و غرب در دست اقوامى بود كه برشمردهام تا در اواخر قرن پانزدهم پيشآمدى اتفاق افتاد كه تأثير بىنظيرى در سير تاريخ داشت و وضع قدرت دولتها را دگرگون و نقشهء عالم را تجديد نمود .
در نوامبر 1497 و اسكودوگاما دريانورد پرتغالى از راه دماغهء اميد ( جنوب افريقا ) راه جديدى به هندوستان باز كرد و براى پرتغال قرنى سرشار از شهرت و ثروت فراهم ساخت .
تفوق پرتغالىها
هنوز دو سال از قرن جديد نگذشته بود كه كاشف كامياب با سمت فرماندهى دستهاى قوى از چند ناو دوباره به كار افتاد تا آنچه را كه فقط كشف كرده بود اينبار تصرف كند . فرمانى هم از دستگاه پاپ صادر و به امانوئل پادشاه پرتغال لقب پرطمطراق « خداوند دريادارى و فتح و ظفر و بانى تجارت با اتيوپى ، ايران و هندوستان » اعطا شد . تريستان دوكونها « 3 » ، انتونى دوسالدانها ، فرنسيس و برتر از همه الفونسو دالبوكرك با نيروى نظامى به نصب
هامش
( 1 ) -Cathayمنطقهء جنوب خاورى آسيا . م .
( 2 ) -Amalfi( 3 ) -Tristan de Cunha