پرتغالىها ، انگليسىها ، هلنديها و روسها همگى پنجهء خود را جهت دستيابى بر كليد گنجينههاى مزبور مشرق به كار و زحمت انداختهاند . تجار هريك از اين ملتها ، راهى از طريق خشكى يا دريا پيدا و بعضى از ايشان كار تاريخنويسى را با پيشهء بازرگانى توأم ساخته بودند . بيرق هر ملتى بهتناوب بر آبهاى ايران سايه انداخت و يا اينكه سكه و پول آنها در بازارهاى ايران دست بدست گشت .
از بامداد تاريخ مضبوط تا روزگار قبل از ميلاد مسيح بازارهاى عمدهء مبادلهء كالا بين شرق و غرب بر كنارهء رودخانهء كلده كه از دهانهء خليجفارس فاصلهء چندانى نداشت واقع بوده است ، در اين ناحيه بابل سرزمين رفتوآمد و شهر تجار و ترودن « 1 » بوده و در همين حدود مقر سلوكيدها و تيسفون و بصره و بغداد بنا شده است .
با لشكركشى اسكندر درواقع باب تجارت هند و اروپا افتتاح گرديد چنان كه در اثر سفر درياسالار او « نئارخوس » ما اطلاعات دقيقى از وضع قديم خليجفارس داريم . در دورهء جانشينهاى سلوكيد او و باز جانشينان اين عده يعنى روميان تجارت بين آسيا و اروپا از سه راه جريان يافت ، يا بوسيلهء كاروان از طريق جيحون و درياى خزر و يا از راه خليجفارس و سوريه و يا از طريق بحر احمر و مصر و دروازهء اسكندريه و از اين سه راه سنگهاى قيمتى و مرواريد و ادويه و ابريشم مشرق به اروپا رسيد .
هنگامى كه پايتخت امپراتورى رم به بيزانتين منتقل گرديد راه تجارتى مصر از رونق افتاد و راه خشكى به هندوستان كه از طريق افغانستان و ايران و آسياى صغير تا بسفور بوده مورد استفاده قرار گرفت و رفتهرفته تجارت ابريشم منحصر به ايران شد تا در دورهء فرمانروائى ژوستىنين ، دو تن رهبان كه از چين مىآمدهاند در لولههاى نى تخم كرم ابريشم همراه بردند و با پرورش آن در اروپا راه رقابت را گشودند . قدرى بعد فتوحات فرقههاى اسلامى كار شكست اسكندريه را تمام كرد
هامش
( 1 ) -Teredon