داستانهاى بسيار جالبى از خامى و خوشخيالى اين فرزندان خاور زمين و شوق و ذوقى كه از اين بابت بر ايشان مستولى شده بود تعريف كردهاند .
در سال 1877 بشاه عرض كردند كه پيرمردى در كاوند كه دهى نزديك زنجان است مقدارى طلا پيدا كرده از اينرو چند تن از مأموران دربارى به آنجا اعزام شدند تا از كاشف تحقيقات كنند و او با تأكيد بسيار اظهار ميداشت كه سنگ طلا را در حين كشتوكار يافته بود . اعليحضرت كه با وجد و نشاط در عالم خيال حمالانى را زير كيسههاى زر در انبارهاى دربارى در رفتوآمد مىديد مأمور والامقامى با چندين نفر فرستاد كه چون فصل زمستان بود برفها را بر طرف و شيار بزرگى حفر كنند و كارشناس آلمانى نيز در برلن استخدام شد ، اما وقتى كه آمد اثرى از كشف طلا بدست نيامد . سپس كاشف اصلى را به تهران آوردند و صدراعظم از وى بازجوئى نمود و گفتهاند كه از جانب شاه مبلغى سرشار و مقررى به او وعده كردند كه محل زرخيز واقعى را نشان دهد . پيرمرد بيچاره هم آنچه مىدانست معروض داشت و هيچ قسم مقررى هم نمىتوانست او را بعرض توضيحات بيشترى قادر سازد .
بعدا قطعات ريز طلا در آنجا پيدا شد ، اما سرانجام كوهستانى را كه به اين مناسبت زيرورو كرده بودند رها نمودند .
پيشآمد كموبيش مضحكى نيز در سال 1885 اتفاق افتاد . قطعه سنگى از آذربايجان در تهران نشان دادند بعد از تجزيه معلوم شد كه 70 درصد نقره دارد و باز شاهين خيال در فراآمدن زر و مال در ذهن همايونى به پرواز درآمد .
چهار سرتيپ و سرهنگ فرستادند كه محل اكتشاف را بازديد كنند ، سپس كاشف به عمل آمد كه آن تيكه سنگ را يكى از پاسداران از ضرابخانهء دولتى ربوده بود .
شركت معادن ايران
سرانجام در بهار 1890 شركتى تأسيس شد بنام « بانك امتيازات معدنى ايران » با سرمايهء يك مليون ليره به منظور احراز و اجراى امتيازنامهء معدنى كه اخيرا به بانك شاهنشاهى ايران بوسيلهء فرمان همايونى در سال گذشته اعطا شده بود . اين امتيازنامه استخراج آهن و مس و سرب و جيوه و