تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
هيركانيا ( مازندران ) ماد جنوبى ( كردستان ) پارثيا و بلخ معدن مس در سارى و بلخ و نزديك قزوين و سرب در نزديكى كرمان و يزد كه معدن ثانوى مقدار معتنابهى نقره دارد . چشمه‌هاى نفت در مازندران و كلده ( خوزستان ) و معدن فيروزه در نيشابور و فيروزكوه . « راجع به فولاد ايران وى نوشته است كه پر از گوگرد و بسيار مرغوب مىباشد با رگه‌هاى نازك و محكم كه نيك بادوام و مثل شيشه شكننده است و مىنويسد كه ايرانيان در بهره‌بردارى معادن يا مهندسى اين كار علاقه و عقيده‌اى ندارند ، زيراكه نوشته است : تنبلى ايشان مانع استخراج آنها است . » در همان زمان و قدرى زودتر از آن ( تقريبا 1650 ميلادى ) تاورنيه ( كه چنين مىنمايد بعضى از مطالب شاردن ، اقتباس از گفتار اوست ، عبارت واحدى كم‌وبيش در كتاب هر دو نويسنده ديده مىشود ) نوشت كه : « اخيرا چند معدن مس پيدا شده است كه اهالى انواع ابزار آشپزخانه از آن فراهم مىسازند . مس را از كرمان مىآورند ، آهن و فولاد را از خراسان و قزوين . فولاد آنها بسيار مرغوب است با رگه‌هاى نازك كه در آب سخت مىشود ، اما مانند شيشه شكننده است . بعلاوه معدن طلا و نقره هم در ايران هست كه گويا در روزگار قديم استفاده مىكرده‌اند . شاه عباس نيز به اين كار پرداخت ، ولى در عمل معلوم شد كه خرجش از دخل بيشتر است و در نتيجه اين مثل در ايران رواج يافته است كه معدن نقره كرون كه ده تا خرج و نه تا بهره دارد و به همين دليل است كه همهء زر و سيم ايران از ديگر كشورها وارد مىشود . » تا دورهء نادر شاه ديگر راجع به معادن ايران حرفى بميان نمىآيد و اين شهريار حادثه‌جو در تعقيب نقشه‌هاى جهانگيرى خشكى و دريائى خود و بخصوص تفوق بحرى در درياى خزر كارخانه‌اى آهن‌سازى نزديك آمل در مازندران پىريزى كرد كه در آنجا گلولهء توپ و خمپاره و نعل اسب مىساختند و درصدد بود كه براى كشتىهاى خود لنگر هم بسازد .