اجاره مىدهد كه بدون ادعاى حقوق مالكيت تا وقتى كه از پرداخت معادل اجاره - بها قصور يا عدول نكنند حق مسلم بهرهبردارى از ملك را خواهند داشت و اين انتفاع با شراكت طرفين در تأمين هزينهء كشت كه در نقاط مختلف مملكت يكسان نيست حاصل مىشود .
دربارهء آذربايجان به من اظهار داشتهاند ، ارباب فقط يك دهم محصول برداشت مىكند و اگر بذر را هم فراهم كرده باشد سود 50 درصد وام بر آن افزوده مىشود . در مازندران وضع از اين بدتر است . محصول را به پنج سهم تقسيم مىكنند و بر هريك از عوامل زراعت يعنى زمين ، آب ، بذر ، كارگر و اسباب شخم حصهاى تعلق مىگيرد ، مالك برحسب معمول يك يا دو وسيله را فراهم مىسازد و درنتيجه يك يا دو پنجم حاصل را خواهد داشت گاهى بذر را نيز او فراهم مىكند كه در اين صورت سه پنجم سهم او مىشود و زارع دو پنجم ديگر را دريافت مىدارد . در ساير نواحى كشور ترتيباتى جداگانه است .
در سرزمينى مثل ايران كه مقدار جمعيت قليل است و زراعت وافى فقط با كار و زحمت كافى امكانپذير مىباشد كارگر نهتنها در كشتزار زحمت مىكشد ، بلكه بايد در كندن و تميز كردن قنات كار و محصولات را جمع و جور كند ، نفع ارباب در اين است كه با مستأجران خود بوجه نيكو حسن روابط داشته باشد .
رعيت ايرانى كه حتى حق شكايت از بدرفتارى و اجحاف مأموران مالياتى را داراست احدى به او درس صواب گله و شكايت از ستمگرى ارباب را نياموخته است .
زارع ايرانى فقير است ، نادان است و بيچاره است ، اما به ظاهر خوشبنيه و از جهت زور و قدرت چون گاو نر است ، معمولا پوشاكش را بر شانه مىاندازد و بهندرت دست گدائى دراز مىكند و باوجود جهالت محض ، باز نيك مىداند كه چگونه منابع ناچيز ثروت طبيعى را اندازهگيرى و بهرهبردارى كند و باآنكه انتظار و اميدى دربارهء رونق كار خويش ندارد ، بردبارى و پشتكار شيوهء كار اوست .
لحظهء بدبختى او وقتى است كه آب ناياب شود و يا از پى خشكسالى شديد در ناحيهء
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 584
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٥٨٤