بىخرج و عاطل گذران كند . درخواست هيچگونه قرض خارجى هم نكردهاند يكى بدليل بارز مذكور و ديگر اين ملاحظه كه در ازاى چنين قرض و وامى ناگزير بودهاند كه بعضى از منابع كشور را در گرو بگذارند همان آسودگى و مصونيتى كه نويسندهء مقاله در عين غرور و سادگى به آن افتخار نموده است .
نحوهء ملكدارى در ايران
بحثى دربارهء ماليات اراضى و ارزيابى زمين ايجاب مىكند كه سخنى چند هم در باب چگونگى مالكيت اراضى در ايران كه خواه و ناخواه با آن بىارتباط نيست در ميان آيد . باوجود زمينهاى پهناور شورهزار و نمكزار و شنزار كه قسمت عمدهاى از سرزمين ايران را فراگرفته است به حدى كه گفتهاند اراضى قابل كشت فقط يك پنجم مساحت كليهء قلمرو شاهى است ، از طرف ديگر هم مىگويند كار زراعت منبع عايدى دو سوم از همهء جمعيت است . املاك در ايران چهار نوع است : 1 - املاك شاهى كه بنام خالصه يا ديوانى معروف مىباشد 2 - اراضى كه با عنوان تيول تصرف شده است 3 - اوقاف 4 - املاك خصوصى يا اربابى .
1 - املاك سلطنتى
املاك شاهى در ايران وسعتى عظيم دارد و در وضع فعلى خود قسمت اعظم آن نتيجه و حاصل جنگ و نزاعهاى داخلى در قرن گذشته است . نادر شاه و از او هم بيشتر آقا محمد خان قاجار بعدا مشاهده نمود كه خانوادههاى قديمى ايران و املاك آنان بواسطهء جنگ و جدالهاى طولانى داخلى از هم پاشيده شده بود به همان وضع و ترتيبى كه پادشاهان تئودور « 1 » پس از كشمكش - هاى معروف به گل سرخ ، تارومار شدن نجباى انگلستان را مشاهده كرده بودند .
مانند هانرى هشتم نادر شاه نيز به سياست دامنهدار مصادرهء املاك مذهبى پرداخت و دستاندازى بر اموال روحانى بوسيلهء پادشاه انگليس كموبيش در همان وضع و حدود ضبط املاك موقوفه از جانب شهريار افشار بود . املاك مزبور از آن پس در تصاحب خاندان سلطنتى باقى مانده است و رفتهرفته افزايش يافته و هرسال با توقيف اموال خصوصى بواسطهء مغضوب شدن صاحبان آن و يا تقديمى اضطرارى
هامش
( 1 ) -Tudor