با شاخههاى برنا در كنار درختهاى متساويا نيرومند همىرويند ، اما با مرور زمان فاسد مىشوند » . در اثر انبساط خاطر از اين كلام مجاز حيرتآور نويسنده باز با لاف و گزاف از كشور و ديارى صحبت مىدارد كه گرفتار قرض ملى نيست و سرزمينى كه همواره خرجش از درآمدش كمتر است و غالبا هم مليونها اضافه دارد كه راست و بدون مانع در خزانهء شاهى سرازير مىشود .
وى با فطانت تمام و اطالهء كلام مىنويسد : « ما در اينجا فقط پى كارهائى ميرويم كه دخل آن از خرجش بيشتر باشد و هرچند كه اين رفتار عارى از همت و بلندپروازى است ، اما اطمينانبخشتر است ، بنابراين اگر از لحاظ اقدامات عمومى عقب افتادهايم باز فكرمان آسوده است كه غم و انديشهء قرض ، آسايش خيال ما را مختل نمىسازد » . و سرانجام وى انفجار وجد و غيرت ملى خود را بشرح ذيل ابراز مىدارد : « كدام كشور ديگرى در جهان اين وضع ممتاز را دارد كه نه در بند قرض ملى است و نه گرفتار پول كاغذى و هيچيك از منابع ملى در گرو اجانب نيست و هيچكدام از سرچشمهء درآمدش به شرط و رهن گذاشته نشده است . ثبات مالى ايران علىرغم اغراضى كه برعليه آن تمهيد شده بود هنوز سالم و پابرجاست .
خدا كند كه در آينده هم هيچوقت دچار لطمه و آسيبى نشود ! »
من اين مدح و ستايش درخشان را دربارهء وضع بكر ايران آسان اقتباس نمىكردم ، هرگاه حتى در آثار نويسندگان اروپائى تمايل بىقياسى در تمجيد از لطف و مزاياى آن نظرم را جلب نمىكرد . من شاهد بودهام كه ايران قرضهء ملى ندارد و درآمد سالانه بر مخارج فزونى داشته است از قرض خارجى فارغ بوده است كه همهء اين شواهد را دليل استحكام وضع مالى و شايستگى ادارى آن پنداشتهاند ، اما اگر خرج از درآمد كمتر است علت سادهاش اين است كه اكثر مخارج ضرورى بنحو زنندهاى مورد بىعلاقگى و اهمال و غفلت بوده است تا مازاد سالانه خزانه تأمين شده باشد و شكى نيست كه وام ملى هم در آنجا نيست ، زيراكه مملكت بهيچگونه كار خرجدارى اقدام نمىكند و بلكه كوشاست كه از سالى بسال ديگر
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 581
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٥٨١