است كه در نظريات ارزياب جديد غالبا بوسيلهء رشوه دخالت و تأثير مىنمايند .
بنابراين امورى از قبيل وضع ماليات علمى و يا تجديدنظر متناوب هيچگاه پيش نيامده است ، و امكان چنين كارى وحشت و نگرانى در ميان همهء طبقات غير از افراد روستائى ايجاد مىكند .
ماليات احشام
ماليات بر گله و گوسفند و حيوانات به دو صورت دريافت مىشود يا مثل ماليات اراضى است كه ذكر شده و يا تنها وسيلهء مالياتى است كه در ميان ايلات و يا مردم صحرانشين معمول است كه زمين خود را در ازاى خدمت نظامى در اختيار دارند ، و يا فقط بر سبيل گشت و آوارگى به كشاورزى مىپردازند و گله و رمه خاصه گوسفند و بز مايهء اصلى ثروت آنهاست .
آقاى استك خاطرنشان مىسازد كه ميزان متداول چنين مالياتى از نظر آفت فلاحتى ثلث قران بر هر رأس گوسفند يا بز ، دو قران و نيم بر هر گاو ، و ده قران براى هر الاغ ، و مانند آن است . از طرف اقوام چادرنشين برسم ماليات مبلغى دربست به حاكم ولايت پرداخته مىشود . تقسيمات جزء آن برعهدهء ايلخانى يا خان يا ريشسفيد و يا توشمالها ( پيرمردان ) است از اينرو ايل بختيارى قسمتى ماليات را به والى خوزستان يا بروجرد و قسمتى هم به حاكم اصفهان مىپردازند ، لرها به حاكم لرستان و اهالى پشتكوه به حاكم كرمانشاه و كردهاى كرمانشاه به حاكم همانجا و سكنهء كردستان ايران به سنه و طوايف آذربايجان بوالى تبريز و طوايف كوهكيلويه و ممسنى و قشقائى و عربهاى فارس و بولورديها به والى فارس و شاهسونها قسمتى به آذربايجان و قسمتى به عراق ( سلطانآباد ) و خلجها عدهاى به حاكم ساوه و بقيه به عراق و همهء قبايل خراسان به والى همين ايالت و افشارها به خمسه ( زنجان ) و قراگوزلوها به حاكم همدان مىپردازند .
در ميان چند طايفه بجاى ماليات خدمت نظامى منظور شده است ولى در اكثر موارد ميزان عوايد صريحا مقرر است و در ازاى خدمت نظامى مبلغى جداگانه پرداخته مىشود .