تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
رنگها و نژادها و زبان‌ها و مذاهب برخورده بودم ، ولى به‌ندرت منظره‌اى تا اين اندازه مطبوع ديده‌ام . عربها با كفيه‌هاى ابريشمى چركين ، و نوارهائى كه از موى شتر ( عقال ) دور آن بسته‌اند ، و غالبا با ورق‌هاى كهنهء انگليسى كودك‌وار ، سرگرم بازىاند ، و يا با آهنگ رسا به خواندن جزوه‌هائى كه جلد كاغذى دارد مشغول ، دلال ايرانى اسب به بازار بمبئى مىبرد و صداى غلغل بىانتهاى قليان او بلند است ، زوار مسلمان در اماكن مقدس سنى يا شيعه به نماز و دعا مشغول‌اند . هندوى متعصب در گوشه‌اى بانجام آداب دينى ، يا سرگرم پختن غذائى است كه احدى نبايد با نزديك شدن به آن ناپاكش كند . ترك فربهى قهوهء پررنگ مىنوشد و كسكر كه سرش را صاف تراشيده ، ولى بر نوك كله كاكل گذاشته و بازرگان زردشتى كه از بمبئى عازم است و به سبك نيمه انگليسى لباس پوشيده است . بونياه‌هاى هندى شلوار سفيد كتانى پوشيده‌اند و عرقچينى را كه با سليقهء بسيار ابريشم‌دوزى شده است كج بر سر نهاده ، و بلوچ ريشو ، و افغانى با زلف مشكى كه بهم تابيده و بر يك طرف شانه انداخته است با پوستينى كه حتى در استوا هم از آن دست‌بردار نيست ، و همچنين افراد دورگهء پرتغالى با چهرهء نيم‌سوخته و قيافهء شبيه به ميمون و يكى دو تا هم سياه زنگى كه تضاد بارزى بين پوست سياه و دندان سفيد آنها هست ، و افراد بىشمار ديگر به رنگ تيره و خاكى و سفيد و مردانى با حلقه‌هاى نقره برپا ، و گوشوارهء مرواريد در گوش ، و بعضىها كه از سر تا پا در لباس‌اند و بعضى نيم‌پوش و بعضى ديگر هم پاك برهنه و باز افرادى نشسته يا درازكش يا ايستاده سرگرم خواندن آواز يا گفت‌وگو ، يا پختن غذا و خوردن و خوابيدن و در پيرامون ايشان اسباب و البسه و گوسفند و مرغ و پرنده و قفس و ظروف و سماور . بىشك و ترديد منظرهء شگفت‌بارتر از اين صحنه و نماى رنگارنگ آن آسان به تصور انسان درنمىآيد .