كه رها كرده بودم تعقيب مىكنم يعنى از محل متعلق به عثمانى و ساحل قطيف كه حد جنوبى آن بندر عجير است . در عزيمت به طرف شمال از نقطهاى كه حاكميت عثمانى از حوالى فو ( فاو ) قابل ترديد نيست ، يعنى مصب شط العرب گردش دريائى خود را در گرداگرد خليج به پايان مىرسانيم .
تنها محل ساحلى كه بين قطيف و فاو لنگرگاهى ممتاز و مترقى دارد ، قرين يا كويت است « 1 » . در اينجا قومى عرب كه در قرن هفدهم از بصره رانده شده بودند ، وارد و مقيم شدهاند ، و بنابر حسن تدبير هوشمندانه و استعداد تجارتى خود جمعيت آنجا را تا 20000 نفر ترقى داده ، لنگرگاه آنجا را به يكى از آبادترين و بهترين بنادر خليجفارس مبدل ساختهاند . استقرار و ثبات كويت از جهتى ناشى از حكومت طولانى حيرتآور سران قوم بوده است كه طى دو قرن و نيم فقط پنج شيخ بر آن حكومت داشتهاند . بهترين اسبهاى عربى را از قارهء عربستان باينجا مىآورند ، كه با كشتى به مقصد هندوستان صادر شود .
در سال 1821 آنجا مدتى مركز نمايندگى انگليس مقيم بصره بود و اين انتقال بواسطهء بدرفتارى پاشاى بغداد پيش آمده بود . كويت درحالحاضر اسما تابع ولايت بصره است و به آنجا خراج مىفرستند ، ولى حكومت مركزى در كار اين محل دخالت چندانى ندارد و درصدد برنيامدهاند پادگانى در اينجا مستقر سازند . در نظر خوانندگان انگليسى اين نام يا قرين بيشتر از اين جهت آشناست كه انتهاى خط آهن جلگهء فرات است كه ژنرال چسنى پيشنهاد و سر . دبليو . بى .
اندرو و دوكاف . سوزرلند و ديگران قبول آن را توصيه كردهاند . هرگاه چنين راهآهنى كه دربارهء صلاح و فايدهء آن در يكى از فصول سابق اشاراتى نمودم در كنار خليج فارس منتهى شود ، شايد كويت بهترين لنگرگاه را در زاويهء بين دجله و فرات فراهم سازد . از طرف ديگر اگر بوسيلهء خطى از هر جهت در خاك ايران عبور كند ، كار عاقلانهاى نيست كه انتهاى بحرى خط آهن اين همه دور در سمت غربى انتخاب شود .
هامش
( 1 ) - قرين تحريف كلمهء عربى قرن يا شاخ است بواسطهء حاشيهء دو شاخهء خليج آنجا و كويب مصغر كوت يا قلعه است .