ايرانيان بعد از اخراج پرتغالىها ديرزمانى بر بحرين تسلط داشتهاند ، هرچند كه بارها اين سلطهء آنها قطع شده بود . ايشان را نيز اعراب عتبى در سال 1783 از آنجا خارج كردند . اين جزيره را مسقط در سال 1801 تصرف و يك سال نگاهدارى كرد ، سپس وهابىها در آنجا پايگاهى فراهم ساختند و نه سال تا 1810 در آنجا ماندند .
در اين سال عتبىها در آنجا مستقر شدند و خانوادهء حاكم فعلى از همين طايفه است ، هرچند كه فقدان وسايل و قلت عددى ، ايشان را پيوسته در معرض تجاوز همسايگان قوىتر قرار ميداده بطورى كه گاهى مجبور شدهاند كه به اميران نجد و عمان هم خراج بدهند . وابستگى آنها با كشورهاى ديگر نيز تابع تغييرات متعدد گرديده است و گفتهاند كه يك بار پرچم هر سه دولت ايران و انگلستان و عثمانى در اين جزيره در اهتراز بوده است .
از موقعى كه شيخ سليمان بن احمد عهدنامهء عمومى سال 1820 را به منظور تأمين صلح در خليجفارس امضا كرد « 1 » و نوادهء او محمد بن خليفه معاهدهء ديگر با كمپانى هند شرقى در سال 1847 راجع به منع تجارت برده امضا نمود ، انگلستان با ادعاى هر دولت ديگرى مخالفت نموده است . ولى بهرحال اين دعاوى از جانب ايران و عثمانى و حتى مصر عنوان شده است . چون شيخ محمد مزبور مردى بىآرام بود ، انعقاد قرارداد جديد صلح و دوستى با انگلستان در سال 1861 ايجاب گرديد تا از تحريكات پيوستهء وى جلوگيرى شده باشد . در عهدنامهء مزبور او تعهد كرده است كه از برانگيختن جنگ و ترويج دزدى دريائى و بردهفروشى خوددارى كند و انگلستان هم متقابلا در صورت پيشآمد هرگونه تجاوز درصدد حمايت برآيد ، و همهء اتباع انگليس با اين جزيره حق تجارت داشته باشند ، و از روى بهاى جنس پنج درصد عوارض بپردازند .
ولى هيچقسم قولوقرار ، اين روباه پير را پابند نمىكرد . در سال 1867 وى باز سرگرم دزدى دريائى شده بود كه درنتيجه منامه بمباران و به اخراج او
هامش
( 1 ) - رجوع شود به مجموعهء عهود اتكيسنAitchisonجلد هفتم .