و صيد در عمق از چهار تا بيست گز انجام مىيابد ، ولى افراد از عمق هفت گز پائينتر نمىروند هرچند كه مرواريد مرغوب در عمقهاى زياد بدست مىآيد .
سواحل شامل صخرههاى مرجانى و شنى است .
ترتيب صيد
سبك صيد آنها بدوى و همان است كه در كرانههاى سيلان نيز مرسوم است . غواص با سنگى كه بر پاى او بسته مىشود ، در آب فروميرود ، بينىهاى او را با گيرهء چوبى يا عاج مىبندند و داخل گوشهاى او موم مىريزند ، و بر گردن او سبدى است كه با عجله صدفها را در آن جمع مىكند ، سپس او را بالا مىكشند . ابن بطوطه در قرن چهاردهم نوشته بود كه بعضى از غواصان يك ساعت و بعضى دو ساعت و عدهاى هم كمتر در زير آب مىمانند ، ولى يا آن مغربى گرانمايه اطلاع نادرستى يافته بود و يا آنكه افراد جديد عرب با اسلاف خود تفاوت كلى دارند ، چونكه بهندرت بيشتر از پنجاه ثانيه ، يا حتى كمتر در آب مىمانند .
هرساله بسيارى از غواصان طعمهء خار ماهى ، يا كوسههاى مىشوند ، هرچند كه مىگويند ماهى كوسه از پوست سياه روگردان است .
غواصى در آبهاى عميق نيز موجب خطر جانى است و گفتهاند كه در 1885 دويست و پنجاه نفر به اين علت جان دادهاند . وقتى كه مرواريد را از صدف جدا مىسازند به صاحب قايق تحويل ميدهند و او آنها را با الكهاى متعدد دستهبندى مىكند . مرواريدهائى كه از الك با سوراخ درشت عبور نكند رأس ، و آنچه از الك درجهء دوم بگذرد بطن ، و محتويات الك سوم جل ناميده مىشود .
بعد از دستهبندى از روى درشتى و كوچكى به تاجر فروخته مىشود و ميزان ارزش منوط به شكل و رنگ و درجهء شفافيت و اندازه است . تاجر مرواريد آنها را به دستههاى كوچكتر تقسيم و به بازارهاى هندوستان صادر مىكند ، مقدارى از همين مرواريدها به بازارهاى ايران و عربستان برميگردد .
محصول
روىهمرفته مرواريد بحرين مثل مرواريد سيلان سفيد نيست ، اما درشتتر است و اندازهء متناسبترى دارد و مىگويند شفافيت آن نيز بادوامتر