تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
داد . البته او تعلق خاطرى به منابع عبد اللّه و با وضع و حال سعود نداشت ، اما خيال بسط نفوذ عثمانى باندازه‌اى جالب مىنمود كه صرف‌نظر از آن بهيچ‌وجه ممكن نبود . عثمانيها هيچ‌گاه تا حدود نجد پيش نرفته بودند ، ولى يك دسته از لشكريان عثمانى ناحيهء بحرى قطيف و واحد داخلى بنام الحساء را اشغال كردند و در همين مورد بود كه دولت عثمانى به انگلستان اطمينان داد كه قصد و خيال بسط نفوذ خود را بحدود مسقط و بحرين و يا ديگر نواحى و يا نقشهء عمليات بحرى ندارد ، اما از آن پس از الحساء و قطيف كه معترضى هم نداشته است دست نكشيده‌اند . در آنجا نايبى از جانب حاكم بصره كه ساكن هفوف در الحساء است دارند و او عنوان عجيب متصرف نجد دارد ، با آنكه رشته‌هاى كوهستانى و صحراى معروف نفوذ بين آنها و نجد كه عثمانى هيچ‌وقت سعى در اشغال آنجا نكرده بود فاصله است . از پايگاه الحساء ادعاى حاكميت قطر را پيش كشيده‌اند ، هرچند كه بنابر موازين مزبور حق هيچ‌گونه ادعائى نداشته‌اند . سركار متصرف كه مانند اكثر مأموران رسمى خاورزمين شايق شيرين‌كارى و نام‌آورى است و براى احراز اين منظور از هيچ اقدامى روگردان نيست درصدد برآمده است كه بحرين را جزو قلمرو عثمانى و تابع الحساء قلمداد كند .

جزاير بحرين

در وسط خليج پهناورى كه شكل 7 دارد و سرزمين مستقل اما خطرناك قطر را از القطيف عثمانى جدا مىسازد ، محلى كه از همهء نقاط ديگر بيشتر مورد اهميت و علاقه است يعنى جزيرهء بحرين « 1 » واقع است ، كه بواسطهء صيد مرواريد در سراسر جهان مشهور و اين محصول آنجا هم‌پايهء مرواريد سيلان است .
هامش
( 1 ) - درواقع شامل چند جزيره است يكى بزرگ و بقيه كوچك‌تر . جزيرهء بزرگ را عموما بحرين مىنامند و جزيرهء ثانوى از لحاظ وسعت محرق ناميده مىشود . بحرين يعنى دو دريا و مىتوان تصور كرد كه منظور يا دو خليجى است كه در طرفين آن واقع گرديده و يا امتداد دريا در دو جانب شرقى و غربى قطر است . اپرOppertآن را همان تيلوسTylosيا تيلوونTilvunقدما پنداشته است كه از اماكن مقدس مبناى تمدن كلدانى بوده و از تيلوس ربة النوع افسانه‌اى بابل به شكل ماهى پديد آمده است كه در طوفان نوح كشتى آدم را به ساحل نجات رسانيد .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 543 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى