تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
شهر بود كه در حدود غربى شهر جديد است ، ولى در سال 1698 هلنديها در حومهء شرقى آن تأسيسات تازه‌اى كردند كه همان بندرعباس جديد باشد .

هوا

با آنكه موجبات مساعدى كه هرمز را شهرى بزرگ سازد ، بسيار محدود و هواى آنجا هم طاقت‌فرسا بود ، بندر جديد از هر دو جهت مزبور به‌مراتب بدتر مىنمود . بواسطهء همين وضع و حال ناگوار جهانگردان بسيارى از سرزنش اين محل دريغ ننموده‌اند . رالف فيچ تاجر گرانمايهء دورهء اليزابت كه قبلا هم نامش به ميان آمد در سال 1583 در وصف آنجا نوشته است : « اين محل را طبيعت به قصد سكونت نيافريده است . آنجا در دامنهء كوهستان رفيعى واقع شده است . هوائى كه داخل سينهء انسان مىشود گويا آتش - زاست . بخار مرگ‌آور پيوسته از دل زمين برمىآيد . اراضى تيره و خشكيده و مثل اين است كه با آتش برشته شده باشد » . راجع به آنجا شاردن گفته است كه : « هواى دوزخى و مرگ‌آور » دارد ، از اين‌رو اهالى ناچارند كه شش ماه از سال در بهار و تابستان به كوهستان فرار كنند . هربرت بيش از ديگر نويسندگان به حرف خود لحن ريشخند داده است : « هواى آنجا تحمل‌ناپذير است از اين‌رو بعضى از سكنه در تغارهاى پر از آب لخت دراز مىكشند كه عضلهء ايشان را چنان نرم مىكند و با فرارسيدن موسم زمستان طاقت كمترين سرما را ندارند ، پس آسيب زمستانش كمتر از گرماى تابستان نيست » . پنجاه سال بعد ناوبان انگليسى ، ناخداى كشتى حامل دكتر فراير در همين مورد اصطلاح حرفه‌اى خويش را به كار برده و اظهار داشته است : « بين كامبرون و دوزخ اينچى بيش فاصله نيست » ، ولى جان استريوس هلندى با اعتراف صميمانه‌اى مىنويسد كه : « حدت هواى آنجا را مشروبى به نام « 1 » پيل پونس‌كن شديدتر مىسازد ، زيراكه چنان نوشنده را افسون مىكند كه از نوشيدنش صرف‌نظر مقدور نيست » .
هامش
( 1 ) - مىگويند اين نوشابه را كه ماندلسلوپنج مىنامد هيأت نمايندگى دوك هلشتاين در ايران كه ماندلسلو هم به سال 1637 عضو آن بود اختراع كردند ، زيراكه پنج ماده در تركيب آن به كار مىرفته است : مى ، آب ليمو ، ادويه ، شكر و گلاب .