بنابر فرمانى مورخ 2 ژوئيهء 1763 به جناب جلالتمآب ويليام اندروپرايس فرماندار مردم انگليس در خليج ايران ، اجازه فرمود كه به تأسيس كارخانه ، با امتياز ورود انحصارى پارچههاى پشمى و حق معافيت از پرداخت همه قسم عوارض گمركى اقدام كند . از آن پس بوشهر مركز عمدهء تجارت انگليس در حوزهء خليج فارس شده است .
دعاوى مسقط
اينك به مرحلهء جالبى از داستان بنادر خليج مىرسيم كه مدعى ديگر يعنى سلطانى عرب يا امام مسقط در عرصهء كار ظاهر مىشود .
از قرار احتمال ، نادر شاه چون دريافته بود كه در آن نواحى قدرتش استحكامى ندارد ، ترجيح داد در عوض ابراز اقتدار كه شايد موجب مقاومتى مىگرديد بگرفتن باج و خراج اكتفا كند . از اينرو حكومت منطقهء بندرعباس و جزاير قشم و هرمز را برطبق فرمانى به شيخ طايفهء بنى معين اعطا كرد .
اتباع يكى از جانشينهاى وى در اواخر قرن گذشته باندازهاى دچار بد - رفتارى حاكم خود شده بودند كه از سلطان ابن احمد حكمران نيرومند مسقط استمداد نمودند . سلطان هم با اشتياق فراوان درخواست آنها را اجابت و خود را حاكم سه حوزهء متصرفى معرفى كرد و از دولت ايران فرمانى بدست آورد كه به موجب آن اجازهء بندرعباس با ناحيهء ساحلى تقريبا صد ميل از ميناب در مشرق و تا خمير در مغرب به او واگذار شد . ضمنا وى قشم و هرمز را هم در يد اقتدار خود داشت « 1 » و جانشينهاى او همواره مدعى بودند كه از نتايج پيروزى وى بر تازيان بوده كه با عناوين مشابه از دولت ايران امتيازاتى داشتند و مسقط به آن اعتراض داشت .
بواسطهء مناسبات دوستانه كه پيوسته بين كمپانى هند شرقى و سلاطين عمان بود كمپانى ترغيب شد كه بنابر قراردادى باز در بندرعباس شروع به كار كند ، پس معاهدهاى منعقد كردند و نام امضاكنندهء انگليس مهدى على خان و قرارداد مقررات ذيل بود :
هامش
( 1 ) - در سال 1815 موريه پادگانى مركب از 120 نفر بردههاى نوبيان و 80 تن عرب از جانب سلطان مسقط در هرمز مستقر ديده كه براى جلوگيرى از عمليات دزدان بحرى قبيلهء قواسمى ( جواسمى ) بود .