تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
همانطورى كه كليهء جهانگردان در بدگوئى از هواى بندرعباس يك‌ندا شده‌اند ، همگى هم از تعريف درخت انجير ( بانيان هندى ) بزرگى كه در سه ميلى شهر قديمى بوده غفلت ننموده‌اند و نوشته‌اند كه تا 400 نفر در زير شاخه‌هاى آن مىآسوده‌اند . چند تن از سياحان قرن هفدهم نيز راجع به اين آفريدهء حيرت‌آور اشاراتى كرده‌اند .

از ميان رفتن دستگاه بندرعباس

در هرج‌ومرج مقارن هجوم افاغنه به سال 1722 و برافتادن خاندان صفوى تجار انگليسى و هلندى دستگاههاى خود را در اصفهان تعطيل و به بندرعباس نقل مكان نمودند ، ولى در اينجا هم به زودى فقدان امنيت مشهود ، و بازار كسب‌وكار تجارتى سريعا دچار وقفه و ركود شد . در سال 1738 كمپانى انگليسى نمايندگيى در بصره تأسيس كرد ، و قسمت عمدهء امور تجارتيش به آن بندر انتقال يافت . در 1750 بارتلموپلستد « 1 » نوشته است كه نه دهم خانه‌هاى بندرعباس متروك افتاده است . در سال 1758 ادوارد ايوز « 2 » نوشت كه يك تن نمايندهء كمپانى با پنج كارمند در آنجا بودند ، ولى ضمنا اشاره نمود كه عمارت شركت‌هاى انگليسى و هلندى تنها بناى قابل‌توجه آنجا بوده و تمام شهر به‌صورت ويرانه درآمده بود . سال بعد كنت دستنگ « 3 » فرانسوى كه بنابر قول شرف از زندان مدرس آزاد شده بود ، به فرماندهى گروه بحرى شامل چهار كشتى كه بيرق هلندى داشتند ، وارد لنگرگاه بندرعباس شد ، و به دستگاه انگليسى حمله و آنجا را تصرف كرد كه تقريبا همين موقع تاريخ تعطيل موقت تأسيسات كمپانى در بندرعباس بشمار مىرود و آخرين اثر كتبى كه از آن دوره باقى مانده است مورخ سال 1763 مىباشد .

انتقال به بوشهر

تقريبا در همان تاريخ هنگام عقب‌نشينى از بندرعباس كارگاه جديد انگليسى در بوشهر تأسيس شد . اين محل را نادر شاه بواسطهء مجاورت آن به شيراز جاى كارخانهء كشتىسازى انتخاب كرده بود ، و بوسيلهء عهدنامه‌هائى كه با شيوخ محلى امضاء و تأييد گرديد ، سركار و الا كريم خان زند ( وكيل )
هامش
( 1 ) -Bartholomew Plaisted( 2 ) -Ives( 3 ) -Conte d , Estaing
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 507 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى