شكستهايم هلنديها را صيد مطلوبى نصيب خواهد گرديد » سرجان ملكم راجع به عاقبت آن كار با بيانى گرم كه دور از شيوهء او بود داد سخن داده است :
« ترديدى نيست كه انگليسىها از دشمن منفور خود نيك انتقام گرفتند ، و دستگاه باشكوه آنها را نابود كردند و هزاران نفر را به خاك هلاك انداختند ، تا بلندپروازى و حس آز شهريارى مطلق العنان را كه قرار بود موجبات بهرهمندى ايشان را فراهم سازد ارضا كرده باشند ، ولى مىبايستى دانسته باشند كه حتى در زمان حيات خود هم او نمىتوانسته است ، درقبال بدرفتارى و اجحاف مأموران خويش از آنها حمايت نمايد و تأمين چنين منظورى در دورهء جانشينهاى او به مراتب دشوارتر بود . داستان تأسيسات انگليسىها در گامبرون از آن تاريخ تا وقتى كه آنجا را به كلى ترك نمودند ، سرشار از ناكامى و زيان و خطرات بود كه در ملك و ديارى مانند ايران بههيچوجه دور از انتظار بشمار نمىرفت . اگر انگليسىها هرمز را مىگرفتند و يا پناهگاه مناسبى در يكى از جزاير خليج براى خود فراهم مىساختند ، تجارت و نفوذ سياسى خود را بهتر در ايران و عربستان پيشرفت مىدادند ، و كسى هم با ايشان ياراى رقابت نداشت » .
انتقال به بندرعباس
تنها اثر عاجل و عملى فتح مزبور ، علاوهبر نابودى پرتغالىها ، اين شد كه گومبرون به افتخار پيروزى شهريار فاتح ( بندرعباس ) نام يافت و تا يك قرن مركز عمدهء تجارت خارجى در خليجفارس شد . انگليسىها و فرانسويها و هلنديها در آنجا تأسيساتى برپا ساختند « 1 » ، شهر را دو قلعه از جهات شرقى و غربى حفاظت مىكرد . در حدود سال 1650 از جانب خشكى هم با ديوارى محصور شد . شاردن مىنويسد كه در زمان او اين شهر 1400 تا 1500 خانه داشت با جمعيتى شامل ايرانيان ، يهوديان و هنديان و در جلو بندر لنگرگاهى به طول يك ميل واقع بود . تأسيسات انگليسىها و هلنديها در مركز آن موقع
هامش
( 1 ) - فقط انگليسىها به پاس خدماتى كه در استرداد هرمز نموده بودند حق داشتند بر اقامتگاه نمايندهء خود بيرق نصب كنند .