بازرگانان انگليسى
در سال 1583 چهار تاجر دلير انگليسى به نام جان نيوبرى ، رالف فيچ ، ويليام ليدز و جيمز استورى ( كه نفر اول به سال 1581 از راه خشكى سفرى از حلب و بصره تا هرمز رفته و شش هفته در آنجا مانده بود ) كه داستانهاى دلانگيزى در ديار غرب از ميزان ثروت و استفادهء سرشار مشرق زمين شنيده و تحريك شده بودند ، بنابر ابتكار شخصى راه هندوستان پيش گرفتند .
در هرمز حاكم پرتغال دون ماتياس دوالبوكرك كه بههيچوجه طالب رقابت تجارتى انگليسها نبود ، ايشان را به زندان انداخت ، و سپس نزد حكمران كل درگوا ( هند ) فرستاد كه بعد از طى مدت بيشترى در زندان ، سرانجام در سال 1585 فرار كردند . استاد رالف فيچ دربارهء هرمز مىنويسد :
« پرتغالىها در آنجا كاخى دارند كه نزديك درياست و نايبى از جانب پادشاه پرتغال در آنجاست كه عدهء وافى سربازانى زير فرمان دارد و چند تن از آنها در كاخ و بقيه در شهر خدمت مىكنند « 1 » . در اين شهر از همهجا تجار ديده مىشوند و بسيارى از اعراب و افراد غير مسيحى در آنجا هستند و از هرنوع تجارت به حد وفور در جريان است : دادوستد ادويه ، دارو ، ابريشم و پارچههاى ابريشمى و فرشهاى مرغوب ايرانى و مرواريد كه از جزيرهء بحرين مىآورند ، و از تمام مرواريدهاى ديگر بهتر است و اقسام اسبهاى ايرانى كه به همهء نقاط هندوستان صادر مىشود » .
در 1627 پنج سال بعد از اخراج پرتغالىها سرتامس هربرت كه در هرمز پياده شده بود به سبك غيرقابل تقليد خود ، وضع شهر را در دورهء حكومت آنها چنين وصف نمود :
هامش
( 1 ) - هنگامى كه اين شهر را ايرانيان و انگليسىها متفقا در سال 1622 گرفتند . تى . ويلسون راجع به آنجا نوشته است : « شهر هرمز نيك بزرگ است ، همهء خانهها از سنگ ساخته شده است و از عرشهء كشتى منظرهء جالبى دارد با برج و منارها و كليساهاى بزرگ و زيبا و همچنين بناهاى عظيم و مجلل . كاخ هرمز زيباترين و بزرگترين ارگى بود كه من ديده بودم . در دماغهء انتهاى جزيره كه 650 پا ارتفاع دارد كليساىNostra Senhara de la Penhaبنا شده است .