به سال 1507 آلبوكرك با تجهيزاتى محدود بعد از تسخير و انقياد مسقط ، به جزيرهء هرمز تاخت و تفوق نسبى بدست آورد و امير آنجا را به اطاعت از دولت پرتغال و تقديم باج سالانه ناچار ساخت ، و چون مبلغ معهود سر وقت پرداخت نشده بود ، در سال 1514 ميلادى وى كه در آن موقع حكمران كل پرتغال در مشرق زمين بود با نيروى بيشترى به تسخير آنجا اقدام كرد ، و امير سيف الدين را كاملا مطيع ساخت و او را ناگزير نمود كه با استقرار پادگان پرتغالىها در آنجا رضايت دهد و او را هم دستنشاندهء دولت پرتغال با حق دريافت مقررى سالانه در مقام خود ابقا كرد .
دولت پرتغال با جانشينهاى او نيز قراردادهاى تازه بست كه بموجب آن ميزان و ترتيب پرداخت باج و خراج به فاتحان معلوم ، و مبلغ آن از 15000 به 100000 سرافيم تثبيت شد تا اينكه در اواخر همان قرن پرتغالىها تمام گمرك - خانههاى آنجا را متصرف و عملا مالك جزيرهء هرمز شدند .
وضع نامساعد طبيعى آن
هيچچيز ممتازى غير از وقوع آن در دهانهء خليجفارس و يا داشتن دو لنگرگاه مناسب موجب نشده است كه آنجا شهر بزرگى بشود . اين جزيره كه دوازده ميل محيط آن است هيچ محصول طبيعى ديگر مگر نمك و آهن و خاك سرخ و سولفور ( گوگرد ) ندارد . تپههاى آن با مادهء رسوبى ضخيم نمكى مستور شده است كه ورقهء زيرين آن در مقابل آفتاب سفيد مىنمايد .
در اين جزيره چاه يا چشمهء آب نيست ، و آب باران فصل بسيار كوتاه زمستان را در انبارهائى ذخيره مىكردهاند كه آثار آن هنوز در كوهستان ديده مىشود .
بطورى كه آقاى رالف فيچ « 1 » تاجر انگليسى نقل كرده است ، خشكترين جزيرهء دنياست ، زيراكه محصول ديگرى غير از نمك ندارد و همهء لوازم و حتى ما يحتاج روزانه از خارجه وارد مىشود ، و هركس كه محل شهر جديد را ديده باشد باآنكه
هامش
( 1 ) -Ralph Fitch- آثار رفيع جزيرهء هرمز مقدارى برج و باروى دورهء پرتغالىهاست با چراغ دريائى و چند آبانبار كه سالم مانده است و چندين خانهء ويران . شهر جديد داراى 340 نفر سكنه است .