داستان عنصرى ماجراجو
وقتى داستانى خواندهام كه از قرار معلوم بىحقيقت نيست ، و آن راجع به يك انگليسى از دينبرگشتهاى است كه در اوايل قرن حاضر ماجراى گستاخى و جنايت را در لباس شيخ مسلمان قشم به نهايت رسانيد .
اين مرد خارق العاده كه نام اصلى او تامس هرتون بود زندگانى خود را با كار شاگرد نجارى در نيوكاسل آغاز كرد و طى عمر خود ابتدا در قشون سوئد سرباز و بعد سردستهء دزدان تاتار در كريمهء و بازرس روسى در كرانهء درياى خزر ، و يك حاجى مسلمان و تاجر برجستهء بصره ، و نمايندهء كمپانى هند شرقى در اين بندر ، و فرمانده نيروى بحرى شيخ قشم شد و طى سالهاى مزبور ، از هيچگونه جنايت ( دادگاه روسى او را به مرگ محكوم كرده بود ) و جرم و گناه كه در دفترها نوشتهاند قصور ننمود ، و در پايان تبهكارىهاى خود ، برضد ارباب عربش در قشم قيام ، و او را سرنگون و معدوم كرد ، و عيال بيوهاش را بزنى گرفت و خود را شيخ جزيره ناميد و يك ربع قرن با سختگيرى و كاميابى فرمانروائى نمود و بواسطهء رفتار قرين عدل و داد محبوبيت يافت .
وى هيچگاه به زبان اصلى خويش حرف نمىزد ، بلكه مثل مسلمان متعصبى رفتار مىنمود ، ولى هنگامى كه يك كشتى انگليسى در سواحل جزيرهء او به خاك افتاد ، از هموطنان خود با بزرگوارى تمام پذيرائى كرد و چون شنيده بود كه تعداد افسر و ملوان كشتى صد و بيست نفر است با سخاوت بسيار برابر همين عده زنان اسير را به رسم پيشكش روانهء كشتى ساخت .
جزيرهء هنگام
در سمت جنوبى قشم ، جزيرهء كوچكى است كه تقريبا دوازده ميل محيط آن است و هنگام ( گاهى نيز انگام ) نام دارد . حالا پاك خشكوخالى است و فقط در حدود 450 تن در آنجا اقامت دارند ، ولى گويا سابقا جمعيت بسيار داشته ، زيراكه بقاياى خانههاى سنگى و آبانبار كه با سيمان سختى ساخته بودند ، در كرانهء دريا بطور پراكنده ديده مىشود ، و آثارى هم از كشتوكار در آنجا هست .
در انتهاى شمالى آن ويرانهء عمدهاى است كه نشان مىدهد جزيره داراى دو مسجد