تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
بوده است . خليج محدود بين قشم و هنگام را كه مدخل آسان و لنگرگاه عالى براى ناوهاى بزرگ داشته ، سرجان ملكم به لرد ولزلى در سال 1800 جهت پايگاه بحرى پيشنهاد كرد ، ولى براى اشغال نمودن آنجا اقدامى معمول نشد . از لحاظ زمين‌شناسى و معادن نيز « هنگام » وضع نيك ممتازى دارد . در اين جزيره اجسامى به‌صورت سنگ ديده مىشود كه بومىها مىگويند تنهء درخت خرماست ، و آن به شكل ستونهائى از گل متحجر است كه در كرانه‌هاى خاك آهكى و چندين غار عظيم نمكى است كه آقاى فلويه « 1 » كه شرح مبسوطى دربارهء اين جزيره نوشته يكى از آنها را تعريف كرده است . وقتى كه ادارهء تلگراف هند و اروپا از رأس المسندم به جاسك انتقال يافت ، موقتا پايگاه بحرى در هنگام تأسيس گرديد كه جاسك را با بوشهر ارتباط مىداد . اين پايگاه در سال 1889 تعطيل شد .

هرمز و بندرعباس

پس از سير سواحل هنگام و عبور از كرانهء جزيرهء كوچك لارك كه در سمت شمالى است و خرابه‌هاى برج و باروى هلنديها در آنجاست ، كشتى ، ساحل جزيرهء معروف هرمز را كه در جهت شرقى واقع گرديده است سير ، و در فاصلهء 120 ميلى لنگه در لنگرگاه طبيعى بندرعباس توقف مىكند . اين دو نام آنقدر قرين خاطرات تاريخى است كه جا دارد در اين مورد مكثى نمايم و قبل از بيان وضع فعلى به ذكر مقدمه‌اى بپردازم .

تاريخ هرمز

مىگويند اردشير بابكان شهريار ساسانى ( 311 - 241 ميلادى ) شهر اصلى را در خشكى بنا كرده بود . در همانجا اولين شهر همين نام بوده است و ويرانه‌هاى آن را در كنار مرداب ميناب ( در مشرق بندرعباس ) كه در شش ميلى جنوب غربى قلعهء ميناب است كشف كرده‌اند . در اواخر قرن سيزدهم ماركوپولو دوبار : در 1272 و 1293 ميلادى به شهر هرمز يا كرموزا آمد كه در آن موقع مركز عمدهء تجارتى با همهء اكناف مشرق زمين بود ، و از هندوستان ادويه و سنگ‌هاى قيمتى و مرواريد و عاج
هامش
( 1 ) -Floyer