نيز بشمار مىرود جزيرهء كوچك خارك واقع شده است ، چهار ميل و نيم پهنا و سه ميل طول دارد . سكنهء آن عدهء معدودى فقيرند و كارشان صيد ماهى و خدمت در قايقرانى در شط العرب است . اين جزيرهء كوچك روزگارى در دورهء جهاندارى مقتدرانهء هلنديها كه بواسطهء تصادمى با عثمانىها در بصره به سال 1748 آنجا را ترك و مقر خود را به اين جزيره منتقل نمودند ، رونق و آبادانى كوتاهى يافت و در ظرف چند سال جمعيت آن از چند صد نفر به 12000 تن رسيد . سپس ناگهان آن دورهء رونق و ترقى سرآمد و اين پيشآمد در اثر حملات دزدان دريائى تحت سركردگى ميرمهنا ، شيخ بندر ريگ در سال 1765 اتفاق افتاد .
بانى آن ترقى و شكوه در خارك ، بارنكنيپ هاوزن « 1 » بود كه به قول يكى از وقايعنگاران كهنهكار « وى در زير رداى بازرگانى شم سياسى و نبوغ فردى را نهفته داشته » شكست كار و ابتكارات وى مقدمهء فاجعهاى ملى شد . خارك حتى در دورهء رونق و ترقى همواره نيازمند به جزيرهء كوچكتر همسايهء خود خاركو بوده و از داخلهء ايران نيز خواربار به اين جزيره مىرسيده است ، و يكى از نويسندگان نقل كرده است كه خارك با اين حيله سقوط كرد كه دزدان دريائى با كشتى پر از مرغ خانگى فراآمدند و با قدقد مرغان افراد پادگان آنجا را اغفال نمودند .
در دورهء كوتاهى كه فرانسه در صحنهء سياست ايران اظهار وجود كرده بود دو بار جزيرهء خارك بدست آن دولت افتاد .
كريم خان زند بنابر عهدنامهاى كه با فرانسه امضا نمود و آقاى پيرول مواد آن را در بصره مذاكره و تهيه كرده بود ، و بعد در پاريس به امضاء رسيد خارك را به فرانسويها داد ، ولى انحلال كمپانى هند شرقى فرانسه باعث از بين - رفتن اين عهدنامه گرديد . بار ديگر در زمان اقتدار زودگذر ناپلئون در سالهاى 8 - 1807 فرانسه آنجا را تصرف كرد كه در اثر تعطيل سفارت فرانسه در ايران به سال 1809 اين بار نيز كار تصرف آنجا به جائى نرسيد ، سپس به سرجان ملكم
هامش
( 1 ) -Kniphausen